تبليغاتX
در اندیشه فردا
موانع تولید وتوسعه علم

شايد بتوان يكي از عوامل مهم ركود علمي كشور و عقب ماندگي ما را «فقدان استراتژي كلان علمي» يا «فقدان سياست علمي» مشخص دانست ; يعني نمي دانيم چه مي خواهيم و به كجا قرار است برسيم.برنامه ريزي دقيق و علمي كوتاه مدت ، ميان مدت و دراز مدت يكي از شرايط توفيق در رشد و شكوفايي علم است كه بايد مبتني بر تدوين سياستگذاري واقع بينانه علمي باشد ; چيزي كه ما امروز بوضوح فاقد آنيم.

سياست علمي بايد بوضوح اهداف فعاليت هاي علمي را تعيين كند و با بسيج امكانات به سوي تحقق آن پيش برود.اهداف بايد متناسب با نيازهاي جامعه و نظام و محيط آن باشند و مبتني بر تعامل علم و جامعه باشند. تعيين زمان بندي دقيق و تخصيص بودجه و امكانات كافي براي اجراي برنامه ها نيز بديهي است.ايجاد مديريت پژوهش نيز براي جذب نيروهاي علمي و بهره گيري بهينه از قابليت هاي آنان نقش موثر و انكارناپذيري دارد ; زيرا نيروهاي علمي داراي روحيات خاص خود، حساسيت ها و انتظارات و توقعات خاصي هستند، كه مديران اجرايي معمولي و غالبا با سطح نازل تحصيلات يا روحيه هاي خشن اداري و اجرايي را نمي توانند تحمل كنند و ديري نمي پايد كه از آنان بيزار و گريزان شده ، يا دلسرد و بي انگيزه و نوميد مي شوند و كنار مي گيرند و يا بسرعت از كشور خارج مي شوند و در ديگر ديارها كه زمينه ها و ابزارهاي مورد نياز براي تحقيقات و فعاليت هاي علمي شان را در دسترس آنان مي نهند مشغول كار مي شوند.

مهاجرت نخبگان

پديده خطر خيز و هشدار دهنده اي كه اكنون مدتي است زنگ آن بيخ گوش مسوولان كشور ما به صدا درآمده و گاهي با عنوان فرار مغزها يا تعبير ملايم تر و قابل تحمل تر (و غفلت آورتر) مهاجرت دانشمندان يا مهاجرت نخبگان از آن ياد مي شود كه ماجرايي غم انگيز و عبرت فزا دارد و محتاج بررسي هاي مستقل و تحقيقات همه جانبه و كاملي است ، تا علل و عوامل آن بخوبي شناخته شود.

لزوم تدوين سياست هاي علمي (science Polices) واضح و ترديدناپذير است وگرنه در برهوت بي برنامگي دست و پا مي زنيم و خود نمي دانيم كجا خواهيم رفت.

سياست هاي علمي از يك سو ماموريت ها و اهداف فعاليت هاي علمي - پژوهشي و از سوي ديگر راهبردها، سياست ها و برنامه هاي تحقق اين اهداف و رسالت ها را در پيوند با كاربرد متناسب منابع ، امكانات و تسهيلات مورد نياز تدوين و صورت بندي مي كنند. سياست علمي رابطه نهاد علم و محيط اجتماعي آن را تعيين و تنظيم مي كند و با تنظيم درجه همزماني بين علم و جامعه و بسيج منابع و امكانات به افزايش پويايي و قدرت حياتي علم در جامعه ياري مي رساند. Value) فردي و اخلاقي.

پيداست كه علم به مثابه يك نهاد اجتماعي الزامات و اقتضائاتي دارد. سازمان و تشكيلات ، روابط، شبكه ارتباطي و تعاملات رفتارهاي خاصي را طلب مي كند.

از نظر جامعه شناسي ، نهادهاي اجتماعي تمايز يافته به طور عادي داراي ارتباطات محيطي

بحث مقاله حاضر «تلقي علم به مثابه يك نهاد اجتماعي» است ، نه يك فضيلت (Virture) و ارزش (و هويت اجتماعي و فرهنگي مستقل هستند، اما علم جديد در ايران با تفكيك نهاد علم از ديگر نهادهاي فرهنگي رشد نيافته است و گسترش آن حاصل فرآيند انتقال و برخي سياست ها و برنامه هاي خام و سطحي تعمدي بوده است و همين امر فقدان ارتباطات محيطي و هويت مستقل نهاد علم را در كشور ما تبيين مي كند.

مدیریت فرهنگ ............. ادامه دارد در پست بعدی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

 
src="http://blogers.ir/parchamha/ahmadi-nejad/rast1.js" language=javascript>