تبليغاتX
در اندیشه فردا
دین و دینداری در دوره غیبت

امتحان انسان یکی از سنت‏های مهم الهی است که در طول زندگی بشر به شیوه‏های گوناگون انجام می‏گیرد تا میزان پای بندی افراد به اصول و احکام دینی مشخص شود . بر این اساس، یکی از فلسفه‏های مهم غیبت امام زمان (عج) امتحان بشر است . امتحان الهی در عصر غیبت‏به صورت‏های گوناگون صورت می‏گیرد ; از جمله این آزمایش‏ها که امتحان الهی در روایات زیادی به آن تصریح شده است، پایبندی به عقاید و حفظ ایمان است . از این رو، یکی از هشدارهای مهم و تاکیدهای مکرر در عصر غیبت، مراقبت از دین و ارزش‏های دینی است .

امام کاظم (ع) در روایتی می‏فرمایند: وقتی پنجمین فرزند از فرزندان من غایب شد، در مورد دین خود بسیار مراقب باشید . مبادا کسی شما را از دین‏تان جدا سازد . (1)

امام صادق (ع) ضمن اشاره به سختی دین داری و حفظ ایمان در عصر غیبت، می‏فرمایند: . . . صاحب الامر دوران غیبتی در پیش دارند که در آن زمان، حفظ دین همانند شاخه پر خار درخت قتاد را با دست تراشیدن است . . . چه کسی می‏تواند چنین کاری را با دست‏خود انجام دهد؟ بنابراین، بندگان خدا باید در دوران غیبت‏حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند .

در همین زمینه حضرت علی (ع) می‏فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)، مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیار سختی می‏شوند ; گروهی گمراه می‏شوند و گروهی دیگر، علی رغم تمام ناملایمات، بر هدایت‏باقی مانند . (2)

از مجموعه این گونه روایات کاملا آشکار می‏شود که در دوره غیبت‏شرایطی پیش خواهد آمد که دینداری و پایبندی به ارزش‏های انسانی و اخلاقی بسیار مشکل خواهد بود . با این حال، گروه‏های زیادی علی رغم این سختی‏ها، لحظه‏ای از دین خود دست‏بر نخواهد داشت و با تمام وجود به حفظ ارزش‏ها و احکام الهی، که تضمین کننده سعادت دینا و آخرت انسان است، پافشاری خواهند نمود .

حال این سؤال مطرح می‏شود که مگر در دوران غیبت امام (عج)، اوضاع و شرایط جوامع چگونه خواهد بود که دین افراد این چنین در معرض تهدید واقع خواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت: از مجموع روایات و منابع دینی چنین بر می‏آید، عوامل گوناگونی در پیدایش این شرایط مؤثر است، از جمله:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

حلول ماه مبارک رمضان بر اصحاب رمضان مبارک باد

ايام ماه مبارك رمضان و گرفتن روزه، علاوه بر جنبه معنوي و روحاني آن فوايد بسيار ديگري وجود دارد. در اين مقاله سعي بر آن است تا فوايد مرتبط با فعاليتهاي حياتي بدن در مغز انسان به هنگام روزه داري ارائه گردد.


مراحل خواب انسان:
از فعاليتهاي نهاني و پشت زمينه اي مغز با عنوان «مغزنگاري الكترونيكي» يا EEG (عكسبرداري از مغز توسط اشعه X) نام برده مي شود كه اين فعاليتها مي تواند به وسيله استفاده از قطبهاي مغناطيسي موجود در سر انسان ثبت شود. ويژگي فركانس و دامنه نوساني در سطح EEG با وضعيتهاي آن در حالت هوشياري كاملاً متفاوت است. هر شخص تا وقتي كه به خوابي عميق فرو رود، پنج مرحله را طي مي كند:
حالت بيداري ساكن و آرام، با امواج آلفا همراه است كه فركانسي بين 8 تا 12 هرتز دارند (كه به صورت متناوب در هر ثانيه تكرار مي شود) و داراي فعاليتي سريع با ولتاژ پايين در فركانس تركيبي مي باشد. اين مرحله اول از مراحل خواب ناميده مي شود. دراين حالت اگر چشمهايمان را باز كنيم، اين امواج ناپديد مي شوند.
جريان ورود به مرحله دوم، خواب نيز عميق تر مي شود و فركانس امواج در اين مرحله به 12 تا 14هرتز مي رسد كه اين امواج با حركت آهسته و با دامنه بالا ظاهر مي شوند.
عمق خواب در مراحل سوم و چهارم به وسيله درجه اي از فعاليتهاي آهسته مغز با ولتاژ بالا كه مرتب در حال افزايش است، مشخص مي شود. در اين مرحله خواب همراه با امواج آهسته و بدون حركات سريع چشمي است و تنفس نيز به صورت كاملاً منظم انجام مي شود.
البته وضعيت دلتا نيز كه در آن امواج بسيار آهسته و با فركانسي حدود 5/0 تا 4 هرتز با دامنه بالا حركت مي كنند، با خوابي عميق همراه است.
پس از اين كه زماني حدود هفتاد دقيقه و يا بيشتر از خواب در مرحله سه و چهار سپري شد، اولين دوره REM (حركات سريع چشمي) اتفاق مي افتد كه معمولاً همراه با افزايش حركات بدني و انتقال از مرحله چهار به مرحله دو در الگوي EEG مي باشد. اين امواج نامنظم و سريع با ولتاژ پايين، مشابه امواجي هستند كه در فعاليتهاي مغزي افراد باهوش ديده مي شود، اگر چه با وجود چنين امواجي، خواب هرگز آشفته نمي شود. اين مرحله به عنوان مرحله پنج يا خواب REM ناميده مي شود و هنگامي رخ مي دهد كه فعاليت EEG دچار عدم تطابق زماني شده است. در اين موقع به رغم حركات سريع چشمي، ماهيچه atonia (ماهيچه اي مربوط به دستگاه آوايي) تحريك شده و عمل تنفس به صورت نامنظم انجام مي شود.
وضعيت تتا با امواج منظم و گسترده در فعاليتهاي مغزي بچه هاي سالم و طبيعي اتفاق مي افتد و به مدت كوتاهي در مرحله يك و نيز در مرحله خواب REM ديده مي شود.

خواب در وضعيتي بدون حركات سريع چشمي طي مراحل يك و دو سپري مي شود و مدت زمان 60 تا 70 دقيقه از خواب در مراحل سه و چهار صرف مي شود. سپس خواب سبك مي شود اين چرخه سه يا چهار مرتبه با فواصل حدود نود دقيقه در سراسر شب و بسته به مقدار طولاني بودن خواب، در هر شب تكرار مي شود. خواب در وضعيت REM (خواب بدون حركات سريع چشم) 25 درصد كل زمان خواب را به خود اختصاص مي دهد.
تأثيرات مثبت روزه بر خواب انسان
در طول ساعات اوليه روز در ايام ماه مبارك رمضان، مغزنگاري الكترونيكي به طور طبيعي فعاليت مي كند، اما با نزديك شدن به عصر و هنگام افطار چون قند خون كاهش يافته، فركانس وضعيت آلفا نيز به دليل پايين آمدن سطح گلوكزي خون، كاهش مي يابد.
روزه، كيفيت خواب را بهبود بخشيده و عمق خواب را تشديد مي كند و اين به عنوان نكته اي بسيار مهم و قابل ملاحظه براي افراد مسن كه زمان بسيار كمتري را در مرحله سه و چهار (خواب عميق) سپري مي كنند، حايز اهميت است. فرآيند سوخت و ساز بدن و فعاليتهاي مغزي بيشتر در طول خواب اتفاق مي افتد، به همين دليل دو ساعت خواب در طول ايام ماه مبارك بسيار مطلوبتر و نيروبخش تر نسبت به چندين ساعت خواب در روزهاي معمولي و ايام ديگر به شمار مي رود. خواب در وضعيت بدون حركات سريع چشم و ديدن رؤيا با يكديگر ارتباط نزديكي دارند، اما ديدن رؤيا براي حفظ سلامت رواني بدن كاملاً ضروري است، در حالي كه نبود خواب در اين وضعيت به مدت طولاني هيچ تأثير ناخوشايندي از نظر روانشناسي بر سلامت انسان برجاي نمي گذارد.

حدود 50 درصد چرخه خواب در نوزادان به ديدن رؤيا اختصاص دارد و مقدار اين درصد با مرور زمان و افزايش سن كاهش مي يابد.
فرآيندهاي تركيبي و هماهنگي مغز نيز در خواب عميق صورت مي گيرد، به طوري كه مولكولهاي پروتئيني مغز در طول خواب عميق با يكديگر تركيب شده و در خواب REM در بهبود كاربردهاي فكري و حافظه اي مغز مورد استفاده قرار مي گيرند.
شايان ذكر است روزه، به طور قابل توجهي خواب عميق را افزايش داده و منجر به كاهش زمان خواب REM و ديدن رؤيا مي شود. همچنين روزه تركيب مولكولهاي مربوط به حافظه در مغز را سرعت مي بخشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

درک جوانان ونوجوانان یا شناخت موجود پیچیده در سن خاص


روان شناسان از نیازهای انسان فهرست‌های متنوّع و متعددی ارائه داده‌اند. مربیان و معلمان گرامی در مسیر شناخت و هدایت نسل نوجوان و جوان نیازهای آنان و کیفیت برآورده شدن آن نیازها را نباید فراموش کنند بلکه باید خواسته‌های آنها را بشناسند و در جهت سازندگی آنان بکوشند.

از طرفی باید راهی را برگزینیم که آنها برای برآورده شدن نیازهایشان اقدام نمایند و هم برای توقعاتشان حدّ و مرزی قائل گردند.

نیازهای نوجوانان، گوناگون و متعدد است و ما در اینجا به برخی از تقسیم‌بندی‌های نیازها که توسط

روان شناسان ارائه شده است اشاره می‌کنیم.

((موری)) کلیه نیازها را به دو دسته تقسیم می‌کند:

1- نیازهائی که منشاء درونی دارند مانند نیاز به آب و هوا، نیازهای جنسی، نیاز به دفع و تخلیه و اجتناب از آسیب و درد.

2- نیازهایی که منشاء ذهنی و فکری دارند مانند نیاز به موفقیّت، هویت، استقلال، وابستگی، کمال‌طلبی و ...

((فروید)) معتقد بود که بشر دارای دو نوع غریزه اساسی است:

1- غریزه زندگی: شامل نیازهای جنسی و حفظ نفس.

2- غریزه مرگ: شامل گرایش‌های خود آزاری و خودکشی، احساسات پرخاشگرانه و خصمانه نسبت به دیگران.

((آلفرد آدلر)) گرایش به داشتن پایگاه اجتماعی را برجسته‌ترین نیاز انسان می‌‌داند به نظر او مردم می‌خواهند مهمّ و اندیشمند باشند و بیشتر فعالیّت‌های آنها اختصاص به رفع این نیاز دارد.

((هربرت کارل)) معتقد است که.........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

سلام بر دوستان جوان

بی شک همه دنبال کمال وافزودن معلومات خود هستند بنده یک پیشنهاد برای اوقات فراغت شما دارم

به نظرم مطالعه آثار ونوشته های استاد مطهری از آن جا که از غنای علمی برخوردار است حرکت بسیار شایسته ایی در راستای رشد وشکوفایی اندیشه هایتان خواهد بود پس

۱- یک حلقه ۵ نفره از دوستان تشکیل دهید

۲- اثری از استاد با توجه به مدارج علمی شما انتخاب کنید

۳- صفحه یا صفحاتی انتخاب کنیدهمه مطالعه نمایند

۴- یک نفر کنفرانس دهد در جلسه ایی که مقرر شده وهمه بر روی مطالب بحث کنند

۵- از خلاصه نویسی ونموداری نمودن مطالب غفلت نکنید

۶- علاوه بر افزایش معلومات در پایان جزوات بسیار ارزشمندی از حکمت های استاد را خواهید داشت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

به بهانه ارتحال ملکوتی عالم برجسته عارف کامل وفقیه بزرگوار حضرت آیت العظمی بهجت

نقش اخلاق در سیره عملی پیامبر اسلام (ص) 

یکى از شاخصه هاى پر اهمیت در پیشرفت اسلام اخلاق نیک و کلام‏دلاویز و پرجاذبه پیامبر اکرم (ص) با انسان‏ها بود، این خلق نیکوتا بدان حدى بود که معروف شد سه چیز در پیشرفت اسلام نقش به‏سزایى داشت: ۱- اخلاق پیامبر (ص) ۲- شمشیر و مجاهدات حضرت على (ع) ۳- انفاق ثروت حضرت خدیجه (س) در قرآن مجید، به نقش اخلاق پیامبر (ص) در پیشرفت اسلام و جذب‏دل‏ها تصریح شده است، آن جا که مى‏خوانیم: «فبما رحمة من الله‏لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم‏و استغفر لهم و شاورهم فى الامر; اى رسول ما! به خاطر لطف ورحمتى که از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان‏گشته‏اى، و اگر خشن و سنگدل بودى، مردم از دور تو پراکنده‏مى‏شدند، پس آن‏ها را ببخش، و براى آن‏ها طلب آمرزش کن، و درکارها با آن‏ها مشورت فرما.» از این آیه استفاده مى‏شود که : ۱- نرمش و اخلاق نیک، یک هدیه الهى است، کسانى که نرمش ندارند،از این موهبت الهى محرومند; ۲- افراد سنگ‏دل و سخت‏گیر نمى‏توانند مردم‏دارى کنند، و به جذب‏نیروهاى انسانى بپردازند; ۳- رهبرى و مدیریت صحیح با جذب و عطوفت همراه است; ۴- باید دست‏شکست‏خوردگان در جنگ و گنهکاران شرمنده را گرفت وجذب کرد (با توجه به این که شان نزول آیه مذکور در موردندامت فراریان مسلمان در جنگ احد نازل شده است); ۵- مشورت با مردم از خصلت‏هاى نیک و پیوند دهنده است که موجب‏انسجام مى‏گردد.

پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این که ارزش‏هاى اخلاقى را بسیار ارج‏مى‏نهاد، خود در سیره عملى‏اش مجسمه فضایل اخلاقى و ارزش‏هاى والاى‏انسانى بود، او در همه ابعاد زندگى با چهره‏اى شادان و کلامى‏دلاویز با حوادث برخورد مى‏کرد. به عنوان مثال، در تاریخ آمده‏است:در سال نهم هجرت هنگامى که قبیله سرکش طى بر اثر حمله‏قهرمانانه سپاه اسلام شکست‏خوردند، عدى بن حاتم که از سرشناسان‏این قبیله بود به شام گریخت، ولى خواهر او که «سفانه‏» نام‏داشت‏به اسارت سپاه اسلام درآمد. سفانه را همراه سایر اسیران به مدینه آوردند و آنان را درنزدیک در مسجد در خانه‏اى جاى دادند، روزى رسول خدا (ص) از آن‏اسیران دیدن کرد، سفانه از موقعیت استفاده کرده و گفت: «یامحمد هلک الوالد و غاب الوافد فان رایت ان تخلى عنى، و لا تشمت‏بى احیاء العرب، فان ابى کان یفک العانى، و یحفظ الجار، و یطعم‏الطعام، و یفشى السلام، و یعین على نوائب الدهر; اى محمد!پدرم (حاتم)از دنیا رفت، و نگهبان و سرپرستم (عدى) ناپدید شدو فرار کرد، اگر صلاح بدانى مرا آزاد کن، و شماتت و بدگویى‏قبیله‏هاى عرب‏ها را از من دور ساز، همانا پدرم (حاتم) بردگان‏را آزاد مى‏ساخت، از همسایگان نگهبانى مى‏نمود، و به مردم غذامى‏رسانید، و آشکارا سلام مى‏کرد، و در حوادث تلخ روزگار، مردم‏را یارى مى‏نمود.» پیامبر اکرم(ص) که به ارزش‏هاى اخلاقى، احترام شایان مى‏نمود، به‏سفانه فرمود: «یا جاریة هذه صفة المؤمنین حقا، لو کان ابوک مسلما لترحمناعلیه; اى دختر! این ویژگى‏هایى که برشمردى، از صفات مؤمنان‏راستین است، اگر پدرت مسلمان بود، ما او را مورد لطف و رحمت‏قرار مى‏دادیم.» آنگاه پیامبر (ص) به مسؤولین امر فرمود:«خلوا عنها فان اباها کان یحب مکارم الاخلاق; این دختر را به‏پاس احترامى که پدرش به ارزش‏هاى اخلاقى مى‏نمود، آزاد سازید.» آن گاه پیامبر (ص) لباس نو به او پوشانید، و هزینه سفر به شام‏را در اختیار او گذاشت، و او را همراه افراد مورد اطمینان به‏شام نزد برادرش رهسپار کرد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

ازدواج آسان در پرتو اخلاق اسلامی

اخلاق اسلامی یکی از حوزه‏های سه‏گانه دین است که بسیاری از معارف اسلامی را شامل می‏شود و رفتار انسان را با معیارهای الهی میزان می‏سازد و انسان را در تمام کارها و صفات به سوی الهی شدن رهنمون می‏شود.

اگر دامنه اخلاق اسلامی به ازدواج کشیده شود، بسیاری از مشکلات به برکت خُلق ملکوتی برطرف می‏گردد و با ازدواج اسلامی به جای مشکل، برکت پیدا می‏شود و مبارک‏ترین اتفاق زندگی پدید می‏آید.

ازدواج در دوران کنونی

آنچه در این عصر شاهد آن هستیم، این است که آثار سستی باورها، به بهانه‏های مختلف و در جلوه‏های گوناگون خود را نشان می‏دهد. برخی تحصیل را مقدمه شغل و شغل را مقدمه روزی می‏دانند و بهترین مقطع زندگی (جوانی) را فدای مقدمات روزی می‏سازند و پس از خزان جوانی، تصمیم به ازدواج آسان می‏گیرند!

تأخیر در ازدواج، از سستی اعتقاد به وعده‏های الهی ریشه می‏گیرد که لازم است از منظر اسلام بررسی شود.

وعده‏های الهی درباره ازدواج

خداوند در دو آیه قرآن درباره یاری و رزق، به ویژه برای مسئله ازدواج وعده داده است:

فَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدوُنَ نِکاحا حَتّی یغنیهم الله من فضله.

آنها که ازدواج را نمی‏یابند، (و نه این‏که خود نمی‏خواهند) عفت پیش گیرند تا خدا آنان را از فضل خود بی‏نیاز کند. (نور: 33)

بنا بر نظر مفسران، مراد از تحقق نیافتن نکاح در آیه آمده، نداشتن تمکن و توان مالی برای تهیه جهیزیه و نفقه است که خداوند به زیبایی، مؤمنان را وعده فرموده است از فقر نترسند که خدا ایشان را بی‏نیاز می‏کند و وسعت و رزق می‏دهد و سپس وعده خود را با جمله «والله واسع علیم» تأکید می‏کند.

در آیه دیگر می‏فرماید: «وانکحوا الایمی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنیهم اللّه‏ من فضله و الله واسع علیم. (نور: 32)

در تفسیر این آیه نوشته‏اند: در این آیات، به یکی دیگر از مهم‏ترین راه‏های مبارزه با فحشا که ازدواجِ ساده و آسان، و بی‏ریا و بی‏تکلف است، اشاره شده ... و از آنجا که یک عذر تقریبا عمومی و بهانه همگانی برای فرار از ازدواج و تشکیل خانواده؛ مسئله فقر و نداشتن امکانات مالی است، قرآن به پاسخ آن می‏پردازد و می‏فرماید: از فقر و تنگ‏دستی آنها نگران نباشید و در ازدواجشان بکوشید؛ چرا که اگر فقیر و تنگ‏دست باشند، خداوند آنان را از فضل خود بی‏نیاز می‏سازد. و خداوند بر چنین کاری قادر است، چرا که واسع و علیم است.

امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید:

من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن باللّه‏ عزوجلّ یقول: ان یکونوا فقراء یغنیهم الله من فضله.

هر کس از ترس فقر ازدواج را ترک کند، پس به خدا گمان بد برده است؛ چون خداوند می‏فرماید: اگر فقیر باشند، خداوند از فضل خویش آنان را بی‏نیاز می‏کند.

برکت توکل

یکی از بحث‏های مهم علم اخلاق، توکل و تفویض است. توکل یعنی وکیل گرفتن خدا در کارها.

و تفویض؛ یعنی واگذار کردن اداره خویش و کار خود به خدا.

توکل و تفویض در همه عرصه‏های زندگی یک مسلمان لازم است و در امر ازدواج نیز باعث می‏شود به جای ترس از آینده مبهم، به محکم‏ترین پناه و تکیه‏گاه دل بسپاریم که «و علی الله فلیتوکل المتوکلون؛ بر خدا توکل می‏کنند توکل کنندگان.» (ذاریات: 58) و به جای فکر روزی و غم اقتصادی، به امید روزی دهنده صاحب قوت متین باشیم. (ابراهیم: 12) و بیش از آنچه به خود و جیب و کیف و دارایی و شغل خویش اعتماد کنیم، بر قدرت لایزال وخزاین بی‏انتهای الهی اطمینان کنیم.

برکت ازدواج

امام صادق علیه‏السلام فرمود: «اکثر الخیر فی النساء؛ بیشتر خیر در زن‏هاست.» روزی، یکی از آن خیرهاست و فرزند صالح، زندگی طیب و... از دیگر برکات ازدواج است.

پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «اِتَّخَذوا الاَهْلَ فَاِنَّهُ اَرْزَقُ لَکُم؛ برای خود اهل بگیرید که این کار برای شما روزی آورترین اقدام است.» پس به آنان که در پی پول برای تشکیل زندگی هستند، باید گفت که ازدواج کنید تا رزق و روزی الهی به جانب شما جاری شود؛ زیرا ازدواج خود، بهترین منبع خیر و برکت در زندگی است.

پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در جای دیگر می‏فرمایند: «تزوجوا النساء فانهن یأتین بالمال؛ با زن‏ها ازدواج کنید که آنها مال آور هستند».

در این حدیث شریف، زن‏ها و ازدواج با آنان را، راه رسیدن به مال دانسته‏اند. در حالی که، جوانان ما دوری از زن و پرهیز از ازدواج را شرط رسیدن به مال می‏دانند و تا مرز پیری، از رسیدن به مال و زن هر دو، محروم می‏مانند! و این تاوان بدگمانی به خدا و وعده او و ضعف اعتقاد به گفتار بزرگان دینی و عقاید مذهبی است.

در سایه توکل و تفویض و خوش گمانی به خداوند، انسان مؤمن به موقع تصمیم به ازدواج می‏گیرد، از فساد می‏رهد و خود را در حصار محکم ازدواج حفظ می‏کند و به سازندگی روحی بر اثر ازدواج نایل می‏شود. در زمان مناسب تربیت بچه‏ها را به عهده می‏گیرد و با نشاط کافی مشکلات طبیعی ازدواج و تربیت فرزند را حل می‏کند و به آثار آن، که زندگی سالم و فرزند صالح است دست می‏یابد.

منشأ اخلاقی سخت‏گیری‏ها

دومین مانع ازدواج آسان را شاید بتوان سخت‏گیری دانست. معمولاً سخت‏گیری‏ها بیشتر در موارد مهریه، مسکن، شغل و مدرک صورت می‏گیرد.

بیشتر این سخت‏گیری‏ها به دنیازدگی و فراموشی فضل و رحمت خداوند باز می‏گردد. این رویکردِ حرص و طمع، دنیا را محور ارزش‏ها و مهم‏ترین راه کامیابی جلوه می‏دهد. به همین جهت، انسان در کار ازدواج نیز سعی می‏کند با افراد ثروتمند و متمکن وصلت کند.

مهریه و ازدواج

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله درباره کمی مهریه می‏فرماید: «خیرهن اسرهن صداقاً؛ بهترین زنان، آنهایند که مهریه‏شان کم باشد.» و می‏فرماید: «خیر نساء اقصی اصبحن وجها و اقلّهن قهرا؛ بهترین زنان امت من، زیباروترین و کم مهرترین آنهاست.» نکته جالب این حدیث، در کنار هم بیان کردن این دو صفت است:

;گفت پیغمبر از سعادت زن‏ها ;رویِ زیبا و مهر کم باشد
;از میان زنان امت من ;او سزاوار بر حرم باشد

و باز روایت شده است: «مِن برکة المرأة قلّة مهرها و من شئومها کثرة مهرها؛ از برکت زن، کمی مهر اوست و از شومی و بد شگونی او، زیادی مهریه اوست».

میزان مهریه در اسلام پانصد درهم تعیین شده است که در حال حاضر حدود ششصد هزار تومان است. امام جواد علیه‏السلام دختر خلیفه غاصب وقت (مأمون) را با همین مهریه عقد کرد.

هشام بن حکم از امام صادق علیه‏السلام نقل می‏کند که فرمود:

اذا تزوج المرأة لمالها او جمالها لم یُرزق ذلک، فان تَزَوَّجها لدنیها رَزقه اللّه‏ عزوجل جمالها و مالها.

وقتی مرد زنی را برای مال یا زیبایی‏اش بگیرد، خداوند هم جمال و هم مال زنش را روزی او می‏کند.

در این کلام از سنت همیشه جاری الهی پرده برداشته شده است. اساسا فردی که دارای صفات فاخر اخلاقی، مثل زهد و قناعت و دنیاگریزی پسندیده است، هرگز در امر ازدواج سخت نمی‏گیرد و برای او زیادی مهریه یا مال یا جهیزیه یا برخورداری از ثروت زیاد، محور سنجش و ملاک تشخیص نیست؛ بلکه اخلاق اسلامی ملاک‏های دیگری معرفی کرده است که سعادت را نیز در سایه آن ملاک تضمین کرده. اگر اخلاق اسلامی بر رفتار جامعه ما سایه افکند، این سدّ سخت‏گیری نیز خواهد شکست و ازدواج آسان، صورت خواهد گرفت.

مدرک و شأن اجتماعی

از عوامل دیگر سخت‏گیری، درخواست مدرک یا شأن و وجاهت بالای اجتماعی است. عموم افراد به آنهایی بیشتر تمایل نشان می‏دهند که مدرک بالاتر یا جایگاه اجتماعی برتری دارند. در حالی که، رابطه میان بزرگی و انسانیت فرد، با مدرک یا شأن اجتماعی او همواره مساوی نیست.

چه بسا افراد تحصیل کرده‏ای که جز دنیاپرستی و حیله‏گری، تحصیل نکرده‏اند و ای بسا افراد تحصیل ناکرده‏ای که در سینه آنان گوهرهای پر ارج انسانیت، مثل درستی، وفاداری، مردانگی، سخاوت، ایثار، محبت، صفا، سادگی، خلوص، درک، معرفت، لیاقت، استقامت، اعتماد به نفس و... موج می‏زند. آنچه در علم اخلاق می‏تواند پایه ارزش‏ها و سنجش‏ها قرار گیرد، داشتن چنین صفاتی است، نه داشتن کاغذی به نام مدرک یا میزی به نام ریاست که با تعویض حکم یا تحول و تغییر قانونی، به سادگی از بین می‏روند.

;مُهر لیاقت، نه به مدرک بود ;مهر بود آنچه به جان حک بود

آنهایی که خوش‏بختی را در پشت مدرک و میز ریاست می‏جویند، از ابتدایی‏ترین معارف دینی و مبانی اخلاق اسلامی نیز محروم هستند؛ وگرنه به نور علم می‏دیدند که سعادت و خوش‏بختی هیچ ارتباطی به ثروت و مدرک ندارد. با این حال، کسی منکر مدرک و تحصیل نیست؛ چه اگر مدرک با علم و نور و اخلاق اسلامی در فردی یک جا جمع شود، چون او هم دارای ارزش‏های اخلاقی و نیز صاحب ارزش‏های عرفی جامعه است و به سبب همان اخلاق‏های دینی می‏تواند مورد تأیید دین قرار گیرد و فرد مناسبی برای انتخاب باشد. از بهترین نمونه و اسوه تاریخی برای ازدواج آسان و ساده می‏توان به ازدواج جویبر با زُلفی اشاره کرد. جویبر فردی غریب، سیاه، قد کوتاه، فقیر و بی مسکن بود و زلفی دختری برخوردار و دارای شأن برتر اجتماعی. ولی به توصیه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله زلفی حاضر شد به عقد آن مسلمان درآید؛ چون در وهله اول، مسلمانی، کفو می‏آورد و ثانیا می‏تواند با این کار دل پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را شاد کند.

جو زدگی و فخر فروشی

پرورش یافتگان دامن اخلاق اسلامی، انسان‏هایی با وقار، صاحب بصیرت، با ثبات و غیر متزلزل در تند بادهای حوادث هستند.

آنان مرعوب التهابات اجتماعی و جوزدگی و خرافات و گرایش‏های غالب نمی‏شوند.

در مقابل آنان، افرادی نیز هستند که تمام حساسیت و بینش و رفتار آنان وابستگی کامل به جو جامعه دارد. اگر در جامعه چیزی مُد شود، حتما باید آنان نیز به آن دست یابند. اگر چیزی در نزد مردم زیبا و ارزش تلقی گردد، آنها نیز آن را زیبا می‏دانند.

در امر ازدواج نیز آثار جوزدگی، بسیار به چشم می‏خورد؛ مطالبه مهریه سنگین و برپایی مجالس پرهزینه، ماشین، مسکن خوب، شغل عالی و مدرک و شأن بالا برای فخرفروشی به دیگران، از جمله این امور است.

در این میان استفاده از لباس‏های گوناگون با مدل‏های جدید، رفت و آمدهای پرهزینه، میهمانی‏ها و هدیه‏های گران بها و تجملاتی، صرفا برای جلب توجه دیگران و برای بستن دهان مردم صورت می‏گیرد و در جریان این مسابقه، هر روز روش‏ها جدیدتر و پیش رفته‏تر می‏شود و هزینه‏ها بالاتر می‏رود. قرآن از این جلوه‏های زندگی ما با نام «زهرة الحیوة الدنیا؛ یعنی درخشش و گیرای زندگی دنیایی» (طه: 131) نام می‏برد و این رفتارها را «تَبَرُّجَ الْجاهِلیّة» (احزاب: 33) و فخرفروشی می‏داند.

قرآن کریم می‏فرماید: «ان الله لا یحب کل مختال فخور؛ خداوند هیچ حیله‏گر فخرفروشی را دوست ندارد». (لقمان: 18)

امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام می‏فرماید: «اهلک الناس اثنان، خوف الفقر و طلب الفخر؛ دو چیز مردم را هلاک ساخت: ترس از فقر و طلب فخر».

و باز می‏فرمایند: «لا حُمق أعظم من الفخر؛ حماقتی بزرگ‏تر از فخرفروشی نیست».

پیروی از سنت‏های بدعت‏آمیز

;خلق را تقلیدشان بر باد داد ;ای دو صد لعنت بر این تقلید باد!

برخی سنت‏ها در جامعه ما رواج دارد که در دین از آن نکوهش شده است و به دلیل هزینه زیاد، جوانان را از تصمیم به ازدواج باز می‏دارد و مراسم ازدواج را با زشت‏ترین گناهان آلوده می‏سازد. رقص، نواختن موسیقی، در برخی موارد مصرف مواد مخدر یا مواد مست کننده، تشریفات و تزیین ماشین عروس و گرداندن او در خیابان‏ها، برپایی مراسم‏های پرهزینه در تالارهای تجملاتی، از جمله امور نامناسبی است که چهره زیبای ازدواج را آلوده ساخته است.

فرد مسلمان در سایه منش اخلاقی، به راحتی از این سنت‏های غلط و بدعت‏آمیز و نامبارک چشم می‏پوشد و در حدود احکام الهی، مراسم‏های شاد را برگزار می‏کند.

قرآن در رد منطق افرادی که از سنت و روش گذشتگان و پدرانشان کورکورانه پیروی می‏کنند، می‏فرماید:

قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آبائنا أَو لَو کان آبائهم لایعقلون شیئا و لا یهتدون.

بگو اگر چه پدران شما از روی نادانی کارهایی را انجام می‏دادند، آیا باز شما از آنها پیروی خواهید کرد؟

درک صحیح فلسفه ازدواج

یکی از موانع معرفتی ازدواج، نداشتن درک صحیح و کامل از «فلسفه ازدواج» و جایگاه آن در اسلام است.

ازدواج فقط راهی برای ارضای غریزه جنسی نیست، بلکه نکات بسیار دقیق و ظریفی در آن نهفته است.

قرآن کریم ازدواج را مقدمه رسیدن به سکون، مودت، محبت و آرامش روحی و جسمی دانسته است.

ازدواج باعث می‏شود انسان در پرتو تلاش‏های مضاعف و دشواری‏های طبیعی آن، به پرورش و رشد دست یابد.

با ازدواج، انسان به پایداری نسل کمک می‏کند و نسل او باقی می‏ماند.

در پرتو ازدواج، انسان صاحب فرزند می‏شود و با تربیت صحیح آنها، جامعه را بهره‏مند می‏سازد.

انسان با ازدواج، به امر خدا و روش پسندیده پیامبر عمل می‏کند که به آن دستور داده‏اند:

النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی.

ازدواج سنت من است و هر آن کس که از سنت من روی برتابد، از من نیست.

فرد با ازدواج، مسئولیت سرپرستی یک انسان (همسر) را بر عهده می‏گیرد و به کمال و اجر آن نایل می‏شود.

با ازدواج و تشکیل خانواده، فرد به کانون حمایت نامحدود از همسر، برای همه عمر و در همه مشکلات دست می‏یابد.

با ازدواج، انسان به بهترین نعمت الهی و لذت مادی از راه حلال دست می‏یابد. امام صادق علیه‏السلام فرمود: ما تلذذ الناس فی الدنیا و الآخرة بلذةٍ اکثر لحم من النساء؛ مردم در دنیا و آخرت از لذتی بالاتر از زنان بهره‏مند نمی‏شوند.

حفظ از گناه، مهم‏ترین حاصل ازدواج است؛ ازاین‏رو، قرآن زن و مرد را لباس نگه‏دارنده هم‏معرفی می‏کند:

«هنّ لباس لکم و انتم لباس لَهُنَّ.» (بقره: 187) و حضرت امام موسی بن جعفر علیه‏السلام می‏فرماید: من یحب ان یلقی الله طاهرا مطهرا فلیقه بزوجه؛ هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکیزه ملاقات کند، پس با همراهی همسرش به ملاقات او رود.» یعنی ازدواج کند تا پاک بماند و پاک، خدا را ملاقات کند.

حفظ دین از آثار و علت‏های دیگر تشویق به ازدواج است؛ چون هم با افزایش نسل مسلمانان، اساس جامعه اسلامی و دین حفظ می‏شود و هم با ازدواج، فرد از خطرهای تجرد رها می‏گردد که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «من تزوج فقد احرز نصف دینه؛ هر کس ازدواج کرد، نصف دین خود را در پناه و حفاظ قرار داد».

اینها گوشه‏ای از آثار ازدواج است که در منابع دینی به آنها اشاره شده است و اگر فلسفه ازدواج در باور جوانی جایگاه شایسته خود را پیدا کند، قطعا گرایش و رفتار متناسب با این معرفت نیز از او ظاهر خواهد شد.

اگر در سایه آشنایی با معارف و آراستگی به اخلاق اسلامی و قرآنی، موانع ذهنی و ترس‏های مبهم از آینده و فقر برطرف شود، ازدواج به آسانی صورت خواهد گرفت.

محیط آلوده

محیط آلوده، از عواملی است که انگیزه ازدواج را از چند جهت کاهش می‏دهد. برخی، به دلیل آسانی ارتباط نامشروع و سختی ازدواج، گزینه اول را انتخاب می‏کنند و از ازدواج و تشکیل خانواده سرباز می‏زنند.

امام رضا علیه‏السلام فرموده‏اند: زنا حرام شده است؛ چون فسادهایی از قبیل قتل، از بین رفتن نسل، ترک تربیت فرزندان، فساد ارث‏ها و امثال آن، در زنا است.

برخی دیگر نیز به دلیل ناامنی اجتماع، از ازدواج وحشت پیدا می‏کنند؛ چون می‏ترسند نتوانند فرد پاک و شایسته‏ای برای خویش انتخاب کنند.

افرادی که روابط نامشروع را پیش از ازدواج تجربه کنند، ناخواسته به دام سوءظن و بدگمانی می‏افتند و این بدگمانی مشکلات جدی برای ازدواج او ـ از ابتدا تا انتها ـ پیش خواهد آورد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

اصول فرهنگ  چیست

بعد از شناخت فرهنگ می بایست  به ريشه فرهنگ بپردازيم. فرهنگ هاى كه در يك جامعه حاكم است، از چه مبدئى تشكيل شده اند؟
جهان با همه گستردگى اش، نشان از حادث بودن دارد. روزى اين عالم خاكى از عدم به هستى پا گذاشت و انسان هايى كه در اين عرصه ى گيتى فعال هستند، همه از نيستى به هستى پا گذاشتند و پس از چند صباحى از زندگى اجتماعى انسان ها، آداب و رسوم خاصى از آن ها آشكار شد. بعد از پراكنده شدن انسان ها در نقاط گوناگون زمين، زندگى اى را شروع كردند و باز اين گروه هم براى خودشان، آداب و رسوم خاصى داشتند، تا اين كه امروزه، با گسترش جمعيت و كشورها، آداب و رسوم و فرهنگ جديدترى به چشم مى خورد. به هر حال اين فرهنگ ها حادث هستند و داراى اساس و ريشه مى باشند. بعض از فرهنگ ها پيرو هستند و ملاك درستى و نادرستى آن، خواسته هاى مردم است و از نظر اسلام ضد ارزش به حساب مى آيد. و بعضى از فرهنگ ها پيش رو هستند و در مسير ارزش هاى متعالى انسان قرار دارند.[1]
اما ريشه فرهنگ از كجا آغاز شده است، جامعه شناسان نظريات گوناگونى دادند; از جمله:
الف. نياز اجتماعى
زندگى مشترك انسان ها و پيوند رابطه عاطفى و خانوادگى و اجتماعى آن ها، نياز به يكديگر را تشديد مى كند و اين هم زيستى، به ناچار سلسله نيازهايى را بر انسان تحميل مى كند كه از بدو خلقت انسان، بوده است. برخى از نيازها، ذاتى است; مانند: ازدواج. غريزه جنسى، انسان ها را به ازدواج وادار مى نمايد و هيچ كشورى نيست كه فرهنگ ازدواج نداشته باشد.
بعض از نيازهاى انسان، با ذات ارتباط ندارد; بلكه نياز اجتماعى و عارضى است; مانند: آداب معامله، راه احترام گذاشتن، آداب و رسوم و... كه بر اساس يك سلسله آداب و رسوم اجتماعى به وجود مى آيد.
«جاناتان. اچ. ترنر» مى گويد:
«انسان ها به اين دليل، نظام هاى فرهنگى را مى آفرينند كه به آن ها نياز دارند. اين نظام ها گسترش مى آيد تا كنش متقابل و سازماندهى را تسهيل سازد.»[2]
همين نيازها و تبديل شدن به يك فرهنگ، هنجارها، ارزش ها و رسوم را تشكيل مى دهد كه وسايل انتظام اجتماعى مى گردد[3] و موجب تقويت همبستگى و ارتباط قوى ميان جمعيت ها كه اين فرهنگ را پذيرفته اند، مى باشد.جامعه هايى كه در رشد و حركت خود بر همين فرهنگ ها و عقايد استوار باشد، طبق همين فرهنگ ـ كه مورد قبول عامه است ـ به ارضاى اجتماعى يكديگر مى پردازند; هر چند بعضى از اين فرهنگ ها، مخالف فطرت بشرى باشد، ولى خودشان را بااين فرهنگ ها وفق، و به نسل هاى بعدى انتقال مى دهند.
استاد شهيد مطهرى (ره) مى فرمايد:
«بسيارى از مردم اين گونه اند كه چيزهاى مورد باور اجتماع، باورشان مى شود; يعنى چيزهاى كه در اجتماع مورد قبول واقع شده يا نسل هاى گذشته آن را پذيرفته اند; قبول مى كنند.»[4]
در جاى ديگر، درتعريف جامعه، مى فرمايد:
«جامعه، عبارت است از: مجموعه اى از انسان ها كه در جبر يك سلسله نيازها و تحت نفوذ يك سلسله عقيده ها وايده ها و آرمان ها، در يكديگر ادغام شده و در يك زندگى مشترك غوطهورند.»[5]
زندگى اجتماعى، بر اساس نيازهاى درونى و بيرونى محقّق مى شود كه لازمه اش، فرهنگ ها، عقيده ها و حكومت هاست.
ب. اديان و مذاهب
از چيزهايى كه در تاريخ، فرهنگ ساز و تمدن ساز بوده، دين و مذهب است. اديان الهى، در تمام زمان ها وجود داشته اند و خود را بر مردم عرضه كرده و خود مؤسس فرهنگ ها بوده اند. بيشتر فرهنگ هايى كه در جوامع گوناگون شايع است، ريشه در اديان و مذاهب دارد. خواه اين اديان، الهى محض باشد، مانند اسلام، يا اين كه الهى بوده، ولى براساس گذر زمان و از بين رفتن كتاب هاى اصيل، تحريف شده باشد، مانند تورات و انجيل، يا اين كه اصلا در وحى الهى ريشه ندارد، بلكه بر اساس پندار و اوهام، يا ساختگى مى باشد، مانند مانند بهائيت.
دين، با نفوذترين و ژرف ترين فرهنگ را در بين مردم داشته است،[6] و فرهنگ هاى گذشته را كه متناسب با فرهنگ خود نباشد، طرد مى كند و مخاطبان خويش را، به سوى فرهنگ خود، سوق مى دهد.
جاناتان. اچ. ترنر مى گويد:
«مذهب و دين بوده اند كه نيرومندترين تغييرات اجتماعى را به عهده گرفته اند»[7].
مرحوم مطهرى(ره) مذهب و دين را بالاترين سازنده ى فرهنگ اجتماعى مى داند:
«مذهب، آن هم مذهبى مانند اسلام، بزرگ ترين رسالتش، دادن يك جهان بينى براساس شناخت صحيح از نظام كلى موجود، بر محور توصيه، و ساختن شخصيت روحى و اخلاقى انسان ها، لازمه اش پايه گذارى فرهنگى نوين است كه فرهنگ بشرى است، نه فرهنگ ملى. اين كه اسلام فرهنگى به جهان عرضه كرد كه امروزه به نام فرهنگ اسلامى شناخته مى شود...ازآن جهت كه فرهنگ سازى در متن رسالت اين مذهب قرار گرفته است.»[8]
بعضى از فرهنگ ها، داراى حد و مرز جغرافيايى، حتى قبيله اى يا قومى است. نكته جالبى كه در مذهب ديده مى شود، عدم مرزهاى جغرافياى است. دين داراى مرز عقيدتى است و كسانى كه داراى دين خاص باشند، در هر نقطه اى از جهان، داراى نقطه ى مشترك فرهنگى اند (البته نه در تمام موارد فرهنگ ها).
ج. اقتباس از فرهنگ هاى ديگر[9]
اگر به فرهنگ هاى بعضى از جوامع، نظرى افكنيم; شاهد خواهيم بود كه بعضى از اين فرهنگ ها، ريشه در كشور ديگرى دارد و از آن كشور وارد اين جوامع شده و به عنوان يك فرهنگ تمام عيار، مورد استفاده مردم قرار گرفته است و مردم از فرهنگ گذشته خودشان، دست برداشته، و فرهنگ ديگران را، به آغوش كشيدند، هر چند فرهنگ آن جوامع داراى ريشه اى (مذهب، نياز اجتماعى و...) مى باشند.
شيوع فرهنگ بيگانه در يك كشور، به چند صورت انجام مى پذيرد:
1. حاكميت سياسى و نظامى;
2. خودباختگى فرهنگى
3. نزديكى فرهنگ ها
4. گسترش ارتباطات[10].
فرهنگ، حالتى موروثى و ارثى ندارد، بلكه يك حالت اكتسابى دارد.
«پروفسور اكفردمك كلانگ لى» درباره انتقال فرهنگ مى گويد:
«آغاز اصول فرهنگ جديد، در هر زمان و مكانى، نتيجه ى اختراع، تماس و يادگيرى مى باشد. اصول و حقايق فرهنگى، يا در بين گروه به وجود مى آيد، يا از بيگانه اخذ مى شود...و هيچ بخش از آن، از طريق وراثت، منتقل نمى گردد.»[11]
و همچنين داراى ويژگى هايى از قبيل: انتقالى، جمعى و گروهى بودن، و...مى باشد.
چكيده ى سخن اين كه: فرهنگ و آداب و رسوم هر جامعه، ريشه هاى متفاوتى دارد; از جمله: اديان، نياز اجتماعى، فرهنگ هاى ديگر و... اگر فرهنگى بر اساس تعاليم الهى و بر اساس فطرت و عقل سليم بشر، پايه ريزى شده باشد، پيش رو و مقبول و مورد تأييد شرع و عقل است. مطالبى كه دين در قالب قرآن مطرح كرده است، با فرهنگ تكاملى انسان[12] و حقوق انسانى و طبيعت و فطرت بشر مطابق است. اگر بخواهيم مسير سعادت و كمال انسانيت را بپيماييم، ضرورت دارد فرهنگ قرآنى را در سرتاسر زندگى مان جامه عمل بپوشانيم.


[1]. عبدالله نصرى، تكاپوگر انديشه هاى محمد تقى جعفرى، ص 348.
[2]. جامعه شناسى، ص 89.
[3]. هانرى مندراس، مبانى جامعه شناسى، ترجمه: باقر پرهام، ص 161.
[4]. استاد مرتضى مطهرى، آشنايى با قرآن، ص56.
[5]. استاد مرتضى مطهرى، مقدمه اى بر جهان بينى اسلامى، ص 313.
[6]. دين فطرى است و انسان ها داراى دين درونى هستند. دين يك حالت تمكينى دارد، نه تحميلى، و پيامبران هم پرورش دهنده اين دين درونى بوده اند:«اَنتَ مُذكّر لَستَ عَلَيهم بِمُصَيطر» (غاشيه، 22-21)
[7]. همان، جامعه شناسى، ص 374.
[8]. مقدمه اى به جهان بينى اسلامى، 349.
[9]. راكفرديك كلانگ لى، مبانى جامعه شناسى، ترجمه: محمد حسن فرهاد، هما بهروش، ص 177.
[10]. همان.
[11]. همان، ص 175.
[12]. ر.ك: عبدالله جوادى آملى، تفسير تسنيم، ص 30

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

دوستان عزیزان همزاهان مراجعین به این کلبه حقیرانه سال نو بر شما مبارک سالی پراز خیر وبرکت برایتان آرزو می کنم

نوروز ونگاهی بسیار دقیق به آن


نوروز با نگاهی نو

نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است.

به گفته راغب اصفهانى  عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود.

عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است.

با ما باشيد تا پيرامون عيد بيشتر بدانيد.

اعیاد

اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند.

دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند.

سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار.

چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود.

در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى.

بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است.

هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است.

و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.

نظافت وخانه تکانی

از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.

غسل عید

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير.

و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(ره) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار داده‏اند.

نماز عید

شيخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد.

لباس تمییز

نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك».

تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.

دید وبازدید

يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته.

در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:

درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد

در اين رابطه امام خمينى(ره) در يك سفارشى مى فرمودند: در ايام نوروز به مريضخانه ها برويد و احوال اينها را بپرسيد.

هدیه

هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.

اى خواجه چه جويى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى

آقاى رحيميان در كتاب سايه آفتاب مى نويسد: در روز عيد نوروز به خدمت امام خمينى(ره) رسيديم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى يك ريالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نيز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه اين برنامه در نوروز سالهاى ديگر نيز تكرار مى شد.

منتهى در اين باب مى بايست از افراط و تفريط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرايط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى بايد مورد توجه قرار گيرد.


قران

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.

دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است.

علامه مجلسى(ره) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك ........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

جوان خوش فکردشتی ،مردان قهرمان وزنان صبور دشتی بخوانید وتدبیر کنید !!!

سلام بر دوستان جوانان وهمه مردم اهل علم شهرستان دشتی شهر علم وادب شهر فرهنگ وتمدن شهری با مردمانی ساده وبی ریا شهر خورموج

دوستان همراهان هر چند الان در استان بوشهر نیستم ولی هر جای کره خاکی باشم ذره ایی از تعصب نگرانی ودل مشغولیهایم نسبت به شهرم ومنطقه ام کم نخواهد شد

دلسوزان دوستان من همه از پیشینه شهرستان دشتی آگاهید الان نیز همه از نخبگان ووضعیت آنان آگاهید چند سئوال کوتاه

۱- آیا این شهرستان به نسبت کشور نه به نسبت استان بوشهر وتوسعه متوازن استان که منطقا باید باشد چقدر پیشرفت داشته است

وضعیت علمی وآموزش عالی ُفرهنگی ُرفاهی شهری بهداشتی وتجارت وسرمایه گذاری ودهها ردیف دیگردر چه نقطه ایی......

۲- از جوانان نخبگان واندیشمندان این شهرستان که در جای جای ایران اسلامی یا خود شهرستان ومرکز استان مشغولند چقدر استفاده شده است

۳- چرا شما جوانان -دانشگاهیان- حوزویان همت به تقویت انجمن وگروههای جوانانی که هیچ  انتظار ومنافع شخصی یا گروهی  ندارند فقط با دستانی خالی ولی همتی عالی دل در گرو آبادانی ورونق این شهرستان بسته اند نمی کنید یا اهتمام به تشکلی منسجم برای خواستان انتظاراتتان نمی کنید

۴- هر چند نا دیده گرفتن خدمات ارزشمند انقلاب اسلامی ایران  گناهی نابخشودنی است ولی با تمام کاری که بعد از انقلاب صورت گرفته هنوز این شهرستان تارسیدن به نقطه مظلوب فاصله های زیادی دارد

۵- مسئولین  می بایست روحیه انتقاد پذیری خود را بالا ببرند ومنتقدین می بایست منصفانه انتقاد کنند هر کدوم از این دو کفه بلنگند ضرر خواهیم کرد

دوستان وبلاگ نویس بارها پیشنهاد نشست دقیق وعلمی وبلاگ نویسان دشتی را به بعضی از دوستان فرهیخته داده ام ولی موفق نشد ه ام

باز اصرار می کنم وپیشنهاد تشکیل خانه وبلاگ نویسان شهرستان دشتی می دهم تا با ساز وکاری دقیق وهدفمند رشد ورونق وشکوفایی این شهر عزیز را فراهم کنیم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

مدیریت واخلاق وسیره پیامبر (ص)

نیاز امروز ما

امروزه جامعه جهانی به تبعیت جستن از  سیره منادی حق، خاتم المرسلین، تکامل بخشنده ادیان آسمانی و رهنمای عروج انسانیت، محمد مصطفی ( ص )، بیش از پیش محتاج است و باید به سلوک نبوی پیوست تا در گرداب زمانه اسیر سیلاب نفسانیت، نفاق، تحجر و ظلم افکنی نشد. آموزه های رفتاری ، عملی و مکتبی را از  شخصیت برجسته آن ناجی بشریت و بیداری ساز آدمی از خواب و رخوت استخراج نمود و مبنای گام های عملی و سر لوحه اعمال و ره توشه زندگانی خود کرد. که جز این راه شقاوت است و سعادت در بهره گیری از انوار متجلی اسلام ناب محمدی و آیات آسمانی و وحیانی آن و تمسک جستن به سیره مجسمه اصیل  ایمان و تقوا وآن یگانه عدالت گستر ظلم ستیز است و بس.  

بزرگمرد پیام آوری که می فرماید: داستان من و شما همانند مردی است که  آتشی[ برای گرما بخشی و روشنایی ] افروخته است؛… پروانه ها در آن می افتند و او سعی می کند آن ها را حفظ کند، من کمر بندتان را می گیرم تا در آتش [ دوزخ ] نیفتید و شما از دستم می گریزید.1

به راستی انسان امروز به دنبال چه می گردد وچرا بیهوده به صرافت افتاده ؟ سراسر زندگیش اسیر رفاه شده و در پی آغوش کشیدن سعادت انواع ایسم ها را برای نجات خود خلق کرده تا به زعم ناپخته خویش از سختی ها بکاهد و به پندارهای پوشالی خود دست یازد. سو سیالیسم ، مارکسیسم ، کمونیسم ، لیبرالیسم و…. تا آن که زمام قدرت محکم شود و بر اریکه آن سوار شد تاخت تا سر انجام به رسوایی رسید زیرا که به دست خود هبوط را خواسته ایم، با معنای حقیقت بیگانه ایم و گستره دیدمان محدود در چند قدممان است هر چند که گام هایمان به فضا راه یافته .  

زندگی سرشار از فضایل و مکارم اخلاقی پیامبر عظیم الشأن اسلام مملو است از درس ها و معارف اخلاقی و پندها و نکات آموزنده تا راه را به ایمان آورندگان بنماید و آیینی که هیچ معیاری را در برتری آدمیان نمی شناسد جز میزان تقوا و پرهزگاری . مکتب انسان سازی که سلامت را برای روح و روان و جسم و جان انسان به ارمغان می آورد و از آن جمله است درس مدیریت و شجاعت، درایت و ذکاوت، عملگرایی و وقار پیامبر اکرم (ص). 

مدیریت چیست؟

 مدیریت فرآیند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی، سازماندهی و بسیج منابع وامکانات [ در راستای] هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.۲ برنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی است که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد. (برنامه ریزی شالودۀ مدیریت را تشکیل می دهد.)3

با توجه به این تعریف هر اقدامی که منجر به ایجاد و یا تحولی گردد باید بر اساس برنامه ریزی  باشد و اجراکننده این برنامه ها نیز مدیری لایق و توانمند. بنابر این یک مدیرصرفاً یک مجری نیست بلکه ضمن واقف بودن بر اصول مدیریت و اداره نمودن امور یک برنامه ریز و راهبر توانایی نیز هست.  

 ضرورت مدیریت

از تصمیم گیری های فردی برای رقم زدن زندگی دلخواه و درمیان مردم زیستن و حضور در اجتماع گرفته تا در رأس قرارگفتن و دخالت در امور دیگران برای پیشبرد جامعه به سمت صلاح و یاری رساندن به مردم در تأمین معاش و برنامه ریزی برای جامه مدنی و به عبارتی حکومتداری همگی ضرورت مدیریت را محرز می سازد.

حکومتداری متوازن زمانی شکل می گیرد که تحقق بخش سلامت جامعه و کسب رضایت مردم، عقلایی و با منطق باشد تا سیر روابط اجتماعی – اقتصادی روند اداره جامعه را مختل نسازد واین نیازمند برنامه عمل، الگو و معیاری است که بی هیچ شک باید مبتنی بر موازین شریعت و بر اساس قوانین و قواعدی باشد که مبرا از  باند بازی و سودا طلبی بوده و منجر به مفاسد و محارب نشده و بستر اجتماع به گونه ای بنا گردد که تبعیض و انحصار طلبی منجر به رشد فقر و گسترش بی بندو باری نشود. بنابراین نیاز به یک رهبر و مسؤول اجتماع مردمی به خصوص حکومت وجود یک فرد مسلط خودساخته و آگاه به امور جامعه ، امین و ازجانب خداوند متعال می باشد و برنامه عمل وی نیز بدون تردید  باید یک دین کامل که حاوی معیارهای  جامع تعالی است، باشد.    

باید بر این موضوع واقف بود که دخالت بی چون و چرای بشر در سرنوشت خود و دیگران بدون اصول و آیین، منتهی شدن به قهقرا است. مدیریت مقتدرجمعی می طلبد که اساس و بنای آن برنامه های همه جانبه باشد تا دستیابی به هدف را تحقق بخشد پس مبنای حکومتداری در دوران معاصر را  باید در کامل ترین و بی نقص ترین آیین و در یک  مدیریت ارگانیک و پویا و با حضور انسان های خود ساخته و آگاه به موازین زندگی سازجست و جو کرد هرچند که در دنیای امروز و در چنته غول های رسانه ای در دستان معاندان اسلام نام این آیین اصیل بیان نمی شود.

اسلام بر خلاف ادیان آسمانی دیگر که نه به تحجر اسیر است و نه آن که دستیابی انسان به معرفت را معضل تلقی کرده و نه به مانند مکاتب امروزی تنها توسل به برخی صفات نیک و برجسته ساختن یک یا چند کلمه آرمانی مثل تساوی، آزادی و … را دستاویز ترقی و پیشرفت دانسته مکاتبی که ماحصلشان جز به زنجیر کشیدن انسان و ثروتمند شدن ثروتمندان وفقیرتر شدن فقرا وگسترش رذالت و بد بختی و به پوچی رساندن آنان نبوده است.

و اینک محمد(ص) که نه همواره محمد(ص) با آیین بیداری سازاسلام آمد تا جهالت را از تن فرسوده زمین برکند چه آن روز که جهالت در میان اعراب سایه افکنده بود و چه امروز که بشر با همه تجهیزات و بروز توانمندی اش کمترچشمانش را به روی حقیقت می گشاید ولی هر روز بهتر می داند که زلال اندیشه معنا کجا است تا مگر فرجامی خوش چشم انتظار انسان بیداری باشد که در مکاشفه وجودی خویش سربلند از حصار تن رهیده تا توانایی بی حد ومرز خود را به منصه ظهور رساند.

مدیریت در سیره فردی و اجتماعی پیامبر

با کنکاش در سیره رسول اکرم (ص) در می یابیم که ایشان در همه ابعاد زندگی خود دارای برنامه و معیار بوده اند چه در مسایلی که مربوط به امور شخصیشان بود وچه در برخورد با مسایل اطرافیان.

مدیریت رفتار و دقت در ارتباطات اجتماعی، رعایت بهداشت فردی و محیطی، مدیریت امور خانه و خانواده، جایگاه همسایه ها و بستگان، مدیریت اقتصادی و مالی و اهمیت کار و فعالیت، مدیریت زمان، مدیریت در نبرد و اقدامات نظامی،روابط سیاسی و… .

نمونه های از رفتار مدیریتی آن حضرت :

اهمیت بهداشت : زباله را شب در خانه نگه ندارید و آن را روز بیرون ببرید که جایگاه شیطان [=میکروب] است.4

مدیریت کیفیت : هرگاه یکی از شما کاری انجام می دهد، آن را محکم و استوار انجام دهد.5

مدیریت زمان : چون به خانه میرفت ، وقتش را سه قسمت ..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد محمدی  | 

 
src="http://blogers.ir/parchamha/ahmadi-nejad/rast1.js" language=javascript>