|
|
|
|
|
سلام بر دوستان جوان
بی شک همه دنبال کمال وافزودن معلومات خود هستند بنده یک پیشنهاد برای اوقات فراغت شما دارم به نظرم مطالعه آثار ونوشته های استاد مطهری از آن جا که از غنای علمی برخوردار است حرکت بسیار شایسته ایی در راستای رشد وشکوفایی اندیشه هایتان خواهد بود پس ۱- یک حلقه ۵ نفره از دوستان تشکیل دهید ۲- اثری از استاد با توجه به مدارج علمی شما انتخاب کنید ۳- صفحه یا صفحاتی انتخاب کنیدهمه مطالعه نمایند ۴- یک نفر کنفرانس دهد در جلسه ایی که مقرر شده وهمه بر روی مطالب بحث کنند ۵- از خلاصه نویسی ونموداری نمودن مطالب غفلت نکنید ۶- علاوه بر افزایش معلومات در پایان جزوات بسیار ارزشمندی از حکمت های استاد را خواهید داشت |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
به بهانه ارتحال ملکوتی عالم برجسته عارف کامل وفقیه بزرگوار حضرت آیت العظمی بهجت نقش اخلاق در سیره عملی پیامبر اسلام (ص) یکى از شاخصه هاى پر اهمیت در پیشرفت اسلام اخلاق نیک و کلامدلاویز و پرجاذبه پیامبر اکرم (ص) با انسانها بود، این خلق نیکوتا بدان حدى بود که معروف شد سه چیز در پیشرفت اسلام نقش بهسزایى داشت: ۱- اخلاق پیامبر (ص) ۲- شمشیر و مجاهدات حضرت على (ع) ۳- انفاق ثروت حضرت خدیجه (س) در قرآن مجید، به نقش اخلاق پیامبر (ص) در پیشرفت اسلام و جذبدلها تصریح شده است، آن جا که مىخوانیم: «فبما رحمة من اللهلنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهمو استغفر لهم و شاورهم فى الامر; اى رسول ما! به خاطر لطف ورحمتى که از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربانگشتهاى، و اگر خشن و سنگدل بودى، مردم از دور تو پراکندهمىشدند، پس آنها را ببخش، و براى آنها طلب آمرزش کن، و درکارها با آنها مشورت فرما.» از این آیه استفاده مىشود که : ۱- نرمش و اخلاق نیک، یک هدیه الهى است، کسانى که نرمش ندارند،از این موهبت الهى محرومند; ۲- افراد سنگدل و سختگیر نمىتوانند مردمدارى کنند، و به جذبنیروهاى انسانى بپردازند; ۳- رهبرى و مدیریت صحیح با جذب و عطوفت همراه است; ۴- باید دستشکستخوردگان در جنگ و گنهکاران شرمنده را گرفت وجذب کرد (با توجه به این که شان نزول آیه مذکور در موردندامت فراریان مسلمان در جنگ احد نازل شده است); ۵- مشورت با مردم از خصلتهاى نیک و پیوند دهنده است که موجبانسجام مىگردد. پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این که ارزشهاى اخلاقى را بسیار ارجمىنهاد، خود در سیره عملىاش مجسمه فضایل اخلاقى و ارزشهاى والاىانسانى بود، او در همه ابعاد زندگى با چهرهاى شادان و کلامىدلاویز با حوادث برخورد مىکرد. به عنوان مثال، در تاریخ آمدهاست:در سال نهم هجرت هنگامى که قبیله سرکش طى بر اثر حملهقهرمانانه سپاه اسلام شکستخوردند، عدى بن حاتم که از سرشناساناین قبیله بود به شام گریخت، ولى خواهر او که «سفانه» نامداشتبه اسارت سپاه اسلام درآمد. سفانه را همراه سایر اسیران به مدینه آوردند و آنان را درنزدیک در مسجد در خانهاى جاى دادند، روزى رسول خدا (ص) از آناسیران دیدن کرد، سفانه از موقعیت استفاده کرده و گفت: «یامحمد هلک الوالد و غاب الوافد فان رایت ان تخلى عنى، و لا تشمتبى احیاء العرب، فان ابى کان یفک العانى، و یحفظ الجار، و یطعمالطعام، و یفشى السلام، و یعین على نوائب الدهر; اى محمد!پدرم (حاتم)از دنیا رفت، و نگهبان و سرپرستم (عدى) ناپدید شدو فرار کرد، اگر صلاح بدانى مرا آزاد کن، و شماتت و بدگویىقبیلههاى عربها را از من دور ساز، همانا پدرم (حاتم) بردگانرا آزاد مىساخت، از همسایگان نگهبانى مىنمود، و به مردم غذامىرسانید، و آشکارا سلام مىکرد، و در حوادث تلخ روزگار، مردمرا یارى مىنمود.» پیامبر اکرم(ص) که به ارزشهاى اخلاقى، احترام شایان مىنمود، بهسفانه فرمود: «یا جاریة هذه صفة المؤمنین حقا، لو کان ابوک مسلما لترحمناعلیه; اى دختر! این ویژگىهایى که برشمردى، از صفات مؤمنانراستین است، اگر پدرت مسلمان بود، ما او را مورد لطف و رحمتقرار مىدادیم.» آنگاه پیامبر (ص) به مسؤولین امر فرمود:«خلوا عنها فان اباها کان یحب مکارم الاخلاق; این دختر را بهپاس احترامى که پدرش به ارزشهاى اخلاقى مىنمود، آزاد سازید.» آن گاه پیامبر (ص) لباس نو به او پوشانید، و هزینه سفر به شامرا در اختیار او گذاشت، و او را همراه افراد مورد اطمینان بهشام نزد برادرش رهسپار کرد |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد محمدی
|
|
||
|
|
|
|||||||||
|
ازدواج آسان در پرتو اخلاق اسلامی
اخلاق اسلامی یکی از حوزههای سهگانه دین است که بسیاری از معارف اسلامی را شامل میشود و رفتار انسان را با معیارهای الهی میزان میسازد و انسان را در تمام کارها و صفات به سوی الهی شدن رهنمون میشود. اگر دامنه اخلاق اسلامی به ازدواج کشیده شود، بسیاری از مشکلات به برکت خُلق ملکوتی برطرف میگردد و با ازدواج اسلامی به جای مشکل، برکت پیدا میشود و مبارکترین اتفاق زندگی پدید میآید. ازدواج در دوران کنونیآنچه در این عصر شاهد آن هستیم، این است که آثار سستی باورها، به بهانههای مختلف و در جلوههای گوناگون خود را نشان میدهد. برخی تحصیل را مقدمه شغل و شغل را مقدمه روزی میدانند و بهترین مقطع زندگی (جوانی) را فدای مقدمات روزی میسازند و پس از خزان جوانی، تصمیم به ازدواج آسان میگیرند! تأخیر در ازدواج، از سستی اعتقاد به وعدههای الهی ریشه میگیرد که لازم است از منظر اسلام بررسی شود. وعدههای الهی درباره ازدواجخداوند در دو آیه قرآن درباره یاری و رزق، به ویژه برای مسئله ازدواج وعده داده است: فَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدوُنَ نِکاحا حَتّی یغنیهم الله من فضله. آنها که ازدواج را نمییابند، (و نه اینکه خود نمیخواهند) عفت پیش گیرند تا خدا آنان را از فضل خود بینیاز کند. (نور: 33) بنا بر نظر مفسران، مراد از تحقق نیافتن نکاح در آیه آمده، نداشتن تمکن و توان مالی برای تهیه جهیزیه و نفقه است که خداوند به زیبایی، مؤمنان را وعده فرموده است از فقر نترسند که خدا ایشان را بینیاز میکند و وسعت و رزق میدهد و سپس وعده خود را با جمله «والله واسع علیم» تأکید میکند. در آیه دیگر میفرماید: «وانکحوا الایمی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنیهم اللّه من فضله و الله واسع علیم. (نور: 32) در تفسیر این آیه نوشتهاند: در این آیات، به یکی دیگر از مهمترین راههای مبارزه با فحشا که ازدواجِ ساده و آسان، و بیریا و بیتکلف است، اشاره شده ... و از آنجا که یک عذر تقریبا عمومی و بهانه همگانی برای فرار از ازدواج و تشکیل خانواده؛ مسئله فقر و نداشتن امکانات مالی است، قرآن به پاسخ آن میپردازد و میفرماید: از فقر و تنگدستی آنها نگران نباشید و در ازدواجشان بکوشید؛ چرا که اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند آنان را از فضل خود بینیاز میسازد. و خداوند بر چنین کاری قادر است، چرا که واسع و علیم است. امام صادق علیهالسلام میفرماید: من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن باللّه عزوجلّ یقول: ان یکونوا فقراء یغنیهم الله من فضله. هر کس از ترس فقر ازدواج را ترک کند، پس به خدا گمان بد برده است؛ چون خداوند میفرماید: اگر فقیر باشند، خداوند از فضل خویش آنان را بینیاز میکند. برکت توکلیکی از بحثهای مهم علم اخلاق، توکل و تفویض است. توکل یعنی وکیل گرفتن خدا در کارها. و تفویض؛ یعنی واگذار کردن اداره خویش و کار خود به خدا. توکل و تفویض در همه عرصههای زندگی یک مسلمان لازم است و در امر ازدواج نیز باعث میشود به جای ترس از آینده مبهم، به محکمترین پناه و تکیهگاه دل بسپاریم که «و علی الله فلیتوکل المتوکلون؛ بر خدا توکل میکنند توکل کنندگان.» (ذاریات: 58) و به جای فکر روزی و غم اقتصادی، به امید روزی دهنده صاحب قوت متین باشیم. (ابراهیم: 12) و بیش از آنچه به خود و جیب و کیف و دارایی و شغل خویش اعتماد کنیم، بر قدرت لایزال وخزاین بیانتهای الهی اطمینان کنیم. برکت ازدواجامام صادق علیهالسلام فرمود: «اکثر الخیر فی النساء؛ بیشتر خیر در زنهاست.» روزی، یکی از آن خیرهاست و فرزند صالح، زندگی طیب و... از دیگر برکات ازدواج است. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «اِتَّخَذوا الاَهْلَ فَاِنَّهُ اَرْزَقُ لَکُم؛ برای خود اهل بگیرید که این کار برای شما روزی آورترین اقدام است.» پس به آنان که در پی پول برای تشکیل زندگی هستند، باید گفت که ازدواج کنید تا رزق و روزی الهی به جانب شما جاری شود؛ زیرا ازدواج خود، بهترین منبع خیر و برکت در زندگی است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در جای دیگر میفرمایند: «تزوجوا النساء فانهن یأتین بالمال؛ با زنها ازدواج کنید که آنها مال آور هستند». در این حدیث شریف، زنها و ازدواج با آنان را، راه رسیدن به مال دانستهاند. در حالی که، جوانان ما دوری از زن و پرهیز از ازدواج را شرط رسیدن به مال میدانند و تا مرز پیری، از رسیدن به مال و زن هر دو، محروم میمانند! و این تاوان بدگمانی به خدا و وعده او و ضعف اعتقاد به گفتار بزرگان دینی و عقاید مذهبی است. در سایه توکل و تفویض و خوش گمانی به خداوند، انسان مؤمن به موقع تصمیم به ازدواج میگیرد، از فساد میرهد و خود را در حصار محکم ازدواج حفظ میکند و به سازندگی روحی بر اثر ازدواج نایل میشود. در زمان مناسب تربیت بچهها را به عهده میگیرد و با نشاط کافی مشکلات طبیعی ازدواج و تربیت فرزند را حل میکند و به آثار آن، که زندگی سالم و فرزند صالح است دست مییابد. منشأ اخلاقی سختگیریهادومین مانع ازدواج آسان را شاید بتوان سختگیری دانست. معمولاً سختگیریها بیشتر در موارد مهریه، مسکن، شغل و مدرک صورت میگیرد. بیشتر این سختگیریها به دنیازدگی و فراموشی فضل و رحمت خداوند باز میگردد. این رویکردِ حرص و طمع، دنیا را محور ارزشها و مهمترین راه کامیابی جلوه میدهد. به همین جهت، انسان در کار ازدواج نیز سعی میکند با افراد ثروتمند و متمکن وصلت کند. مهریه و ازدواج رسول خدا صلیاللهعلیهوآله درباره کمی مهریه میفرماید: «خیرهن اسرهن صداقاً؛ بهترین زنان، آنهایند که مهریهشان کم باشد.» و میفرماید: «خیر نساء اقصی اصبحن وجها و اقلّهن قهرا؛ بهترین زنان امت من، زیباروترین و کم مهرترین آنهاست.» نکته جالب این حدیث، در کنار هم بیان کردن این دو صفت است:
و باز روایت شده است: «مِن برکة المرأة قلّة مهرها و من شئومها کثرة مهرها؛ از برکت زن، کمی مهر اوست و از شومی و بد شگونی او، زیادی مهریه اوست». میزان مهریه در اسلام پانصد درهم تعیین شده است که در حال حاضر حدود ششصد هزار تومان است. امام جواد علیهالسلام دختر خلیفه غاصب وقت (مأمون) را با همین مهریه عقد کرد. هشام بن حکم از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که فرمود: اذا تزوج المرأة لمالها او جمالها لم یُرزق ذلک، فان تَزَوَّجها لدنیها رَزقه اللّه عزوجل جمالها و مالها. وقتی مرد زنی را برای مال یا زیباییاش بگیرد، خداوند هم جمال و هم مال زنش را روزی او میکند. در این کلام از سنت همیشه جاری الهی پرده برداشته شده است. اساسا فردی که دارای صفات فاخر اخلاقی، مثل زهد و قناعت و دنیاگریزی پسندیده است، هرگز در امر ازدواج سخت نمیگیرد و برای او زیادی مهریه یا مال یا جهیزیه یا برخورداری از ثروت زیاد، محور سنجش و ملاک تشخیص نیست؛ بلکه اخلاق اسلامی ملاکهای دیگری معرفی کرده است که سعادت را نیز در سایه آن ملاک تضمین کرده. اگر اخلاق اسلامی بر رفتار جامعه ما سایه افکند، این سدّ سختگیری نیز خواهد شکست و ازدواج آسان، صورت خواهد گرفت. مدرک و شأن اجتماعیاز عوامل دیگر سختگیری، درخواست مدرک یا شأن و وجاهت بالای اجتماعی است. عموم افراد به آنهایی بیشتر تمایل نشان میدهند که مدرک بالاتر یا جایگاه اجتماعی برتری دارند. در حالی که، رابطه میان بزرگی و انسانیت فرد، با مدرک یا شأن اجتماعی او همواره مساوی نیست. چه بسا افراد تحصیل کردهای که جز دنیاپرستی و حیلهگری، تحصیل نکردهاند و ای بسا افراد تحصیل ناکردهای که در سینه آنان گوهرهای پر ارج انسانیت، مثل درستی، وفاداری، مردانگی، سخاوت، ایثار، محبت، صفا، سادگی، خلوص، درک، معرفت، لیاقت، استقامت، اعتماد به نفس و... موج میزند. آنچه در علم اخلاق میتواند پایه ارزشها و سنجشها قرار گیرد، داشتن چنین صفاتی است، نه داشتن کاغذی به نام مدرک یا میزی به نام ریاست که با تعویض حکم یا تحول و تغییر قانونی، به سادگی از بین میروند.
آنهایی که خوشبختی را در پشت مدرک و میز ریاست میجویند، از ابتداییترین معارف دینی و مبانی اخلاق اسلامی نیز محروم هستند؛ وگرنه به نور علم میدیدند که سعادت و خوشبختی هیچ ارتباطی به ثروت و مدرک ندارد. با این حال، کسی منکر مدرک و تحصیل نیست؛ چه اگر مدرک با علم و نور و اخلاق اسلامی در فردی یک جا جمع شود، چون او هم دارای ارزشهای اخلاقی و نیز صاحب ارزشهای عرفی جامعه است و به سبب همان اخلاقهای دینی میتواند مورد تأیید دین قرار گیرد و فرد مناسبی برای انتخاب باشد. از بهترین نمونه و اسوه تاریخی برای ازدواج آسان و ساده میتوان به ازدواج جویبر با زُلفی اشاره کرد. جویبر فردی غریب، سیاه، قد کوتاه، فقیر و بی مسکن بود و زلفی دختری برخوردار و دارای شأن برتر اجتماعی. ولی به توصیه پیامبر صلیاللهعلیهوآله زلفی حاضر شد به عقد آن مسلمان درآید؛ چون در وهله اول، مسلمانی، کفو میآورد و ثانیا میتواند با این کار دل پیامبر صلیاللهعلیهوآله را شاد کند. جو زدگی و فخر فروشیپرورش یافتگان دامن اخلاق اسلامی، انسانهایی با وقار، صاحب بصیرت، با ثبات و غیر متزلزل در تند بادهای حوادث هستند. آنان مرعوب التهابات اجتماعی و جوزدگی و خرافات و گرایشهای غالب نمیشوند. در مقابل آنان، افرادی نیز هستند که تمام حساسیت و بینش و رفتار آنان وابستگی کامل به جو جامعه دارد. اگر در جامعه چیزی مُد شود، حتما باید آنان نیز به آن دست یابند. اگر چیزی در نزد مردم زیبا و ارزش تلقی گردد، آنها نیز آن را زیبا میدانند. در امر ازدواج نیز آثار جوزدگی، بسیار به چشم میخورد؛ مطالبه مهریه سنگین و برپایی مجالس پرهزینه، ماشین، مسکن خوب، شغل عالی و مدرک و شأن بالا برای فخرفروشی به دیگران، از جمله این امور است. در این میان استفاده از لباسهای گوناگون با مدلهای جدید، رفت و آمدهای پرهزینه، میهمانیها و هدیههای گران بها و تجملاتی، صرفا برای جلب توجه دیگران و برای بستن دهان مردم صورت میگیرد و در جریان این مسابقه، هر روز روشها جدیدتر و پیش رفتهتر میشود و هزینهها بالاتر میرود. قرآن از این جلوههای زندگی ما با نام «زهرة الحیوة الدنیا؛ یعنی درخشش و گیرای زندگی دنیایی» (طه: 131) نام میبرد و این رفتارها را «تَبَرُّجَ الْجاهِلیّة» (احزاب: 33) و فخرفروشی میداند. قرآن کریم میفرماید: «ان الله لا یحب کل مختال فخور؛ خداوند هیچ حیلهگر فخرفروشی را دوست ندارد». (لقمان: 18) امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید: «اهلک الناس اثنان، خوف الفقر و طلب الفخر؛ دو چیز مردم را هلاک ساخت: ترس از فقر و طلب فخر». و باز میفرمایند: «لا حُمق أعظم من الفخر؛ حماقتی بزرگتر از فخرفروشی نیست». پیروی از سنتهای بدعتآمیز
برخی سنتها در جامعه ما رواج دارد که در دین از آن نکوهش شده است و به دلیل هزینه زیاد، جوانان را از تصمیم به ازدواج باز میدارد و مراسم ازدواج را با زشتترین گناهان آلوده میسازد. رقص، نواختن موسیقی، در برخی موارد مصرف مواد مخدر یا مواد مست کننده، تشریفات و تزیین ماشین عروس و گرداندن او در خیابانها، برپایی مراسمهای پرهزینه در تالارهای تجملاتی، از جمله امور نامناسبی است که چهره زیبای ازدواج را آلوده ساخته است. فرد مسلمان در سایه منش اخلاقی، به راحتی از این سنتهای غلط و بدعتآمیز و نامبارک چشم میپوشد و در حدود احکام الهی، مراسمهای شاد را برگزار میکند. قرآن در رد منطق افرادی که از سنت و روش گذشتگان و پدرانشان کورکورانه پیروی میکنند، میفرماید: قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آبائنا أَو لَو کان آبائهم لایعقلون شیئا و لا یهتدون. بگو اگر چه پدران شما از روی نادانی کارهایی را انجام میدادند، آیا باز شما از آنها پیروی خواهید کرد؟ درک صحیح فلسفه ازدواجیکی از موانع معرفتی ازدواج، نداشتن درک صحیح و کامل از «فلسفه ازدواج» و جایگاه آن در اسلام است. ازدواج فقط راهی برای ارضای غریزه جنسی نیست، بلکه نکات بسیار دقیق و ظریفی در آن نهفته است. قرآن کریم ازدواج را مقدمه رسیدن به سکون، مودت، محبت و آرامش روحی و جسمی دانسته است. ازدواج باعث میشود انسان در پرتو تلاشهای مضاعف و دشواریهای طبیعی آن، به پرورش و رشد دست یابد. با ازدواج، انسان به پایداری نسل کمک میکند و نسل او باقی میماند. در پرتو ازدواج، انسان صاحب فرزند میشود و با تربیت صحیح آنها، جامعه را بهرهمند میسازد. انسان با ازدواج، به امر خدا و روش پسندیده پیامبر عمل میکند که به آن دستور دادهاند: النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی. ازدواج سنت من است و هر آن کس که از سنت من روی برتابد، از من نیست. فرد با ازدواج، مسئولیت سرپرستی یک انسان (همسر) را بر عهده میگیرد و به کمال و اجر آن نایل میشود. با ازدواج و تشکیل خانواده، فرد به کانون حمایت نامحدود از همسر، برای همه عمر و در همه مشکلات دست مییابد. با ازدواج، انسان به بهترین نعمت الهی و لذت مادی از راه حلال دست مییابد. امام صادق علیهالسلام فرمود: ما تلذذ الناس فی الدنیا و الآخرة بلذةٍ اکثر لحم من النساء؛ مردم در دنیا و آخرت از لذتی بالاتر از زنان بهرهمند نمیشوند. حفظ از گناه، مهمترین حاصل ازدواج است؛ ازاینرو، قرآن زن و مرد را لباس نگهدارنده هممعرفی میکند: «هنّ لباس لکم و انتم لباس لَهُنَّ.» (بقره: 187) و حضرت امام موسی بن جعفر علیهالسلام میفرماید: من یحب ان یلقی الله طاهرا مطهرا فلیقه بزوجه؛ هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکیزه ملاقات کند، پس با همراهی همسرش به ملاقات او رود.» یعنی ازدواج کند تا پاک بماند و پاک، خدا را ملاقات کند. حفظ دین از آثار و علتهای دیگر تشویق به ازدواج است؛ چون هم با افزایش نسل مسلمانان، اساس جامعه اسلامی و دین حفظ میشود و هم با ازدواج، فرد از خطرهای تجرد رها میگردد که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «من تزوج فقد احرز نصف دینه؛ هر کس ازدواج کرد، نصف دین خود را در پناه و حفاظ قرار داد». اینها گوشهای از آثار ازدواج است که در منابع دینی به آنها اشاره شده است و اگر فلسفه ازدواج در باور جوانی جایگاه شایسته خود را پیدا کند، قطعا گرایش و رفتار متناسب با این معرفت نیز از او ظاهر خواهد شد. اگر در سایه آشنایی با معارف و آراستگی به اخلاق اسلامی و قرآنی، موانع ذهنی و ترسهای مبهم از آینده و فقر برطرف شود، ازدواج به آسانی صورت خواهد گرفت. محیط آلودهمحیط آلوده، از عواملی است که انگیزه ازدواج را از چند جهت کاهش میدهد. برخی، به دلیل آسانی ارتباط نامشروع و سختی ازدواج، گزینه اول را انتخاب میکنند و از ازدواج و تشکیل خانواده سرباز میزنند. امام رضا علیهالسلام فرمودهاند: زنا حرام شده است؛ چون فسادهایی از قبیل قتل، از بین رفتن نسل، ترک تربیت فرزندان، فساد ارثها و امثال آن، در زنا است. برخی دیگر نیز به دلیل ناامنی اجتماع، از ازدواج وحشت پیدا میکنند؛ چون میترسند نتوانند فرد پاک و شایستهای برای خویش انتخاب کنند. افرادی که روابط نامشروع را پیش از ازدواج تجربه کنند، ناخواسته به دام سوءظن و بدگمانی میافتند و این بدگمانی مشکلات جدی برای ازدواج او ـ از ابتدا تا انتها ـ پیش خواهد آورد. |
||||||||||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد محمدی
|
|
||||||||||
|
|
|
|
|
اصول فرهنگ چیست بعد از شناخت فرهنگ می بایست به ريشه فرهنگ بپردازيم. فرهنگ هاى كه در يك جامعه حاكم است، از چه مبدئى تشكيل شده اند؟ [1]. عبدالله نصرى، تكاپوگر انديشه هاى محمد تقى جعفرى، ص 348. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
جوان خوش فکردشتی ،مردان قهرمان وزنان صبور دشتی بخوانید وتدبیر کنید !!!
سلام بر دوستان جوانان وهمه مردم اهل علم شهرستان دشتی شهر علم وادب شهر فرهنگ وتمدن شهری با مردمانی ساده وبی ریا شهر خورموج دوستان همراهان هر چند الان در استان بوشهر نیستم ولی هر جای کره خاکی باشم ذره ایی از تعصب نگرانی ودل مشغولیهایم نسبت به شهرم ومنطقه ام کم نخواهد شد دلسوزان دوستان من همه از پیشینه شهرستان دشتی آگاهید الان نیز همه از نخبگان ووضعیت آنان آگاهید چند سئوال کوتاه ۱- آیا این شهرستان به نسبت کشور نه به نسبت استان بوشهر وتوسعه متوازن استان که منطقا باید باشد چقدر پیشرفت داشته است وضعیت علمی وآموزش عالی ُفرهنگی ُرفاهی شهری بهداشتی وتجارت وسرمایه گذاری ودهها ردیف دیگردر چه نقطه ایی...... ۲- از جوانان نخبگان واندیشمندان این شهرستان که در جای جای ایران اسلامی یا خود شهرستان ومرکز استان مشغولند چقدر استفاده شده است ۳- چرا شما جوانان -دانشگاهیان- حوزویان همت به تقویت انجمن وگروههای جوانانی که هیچ انتظار ومنافع شخصی یا گروهی ندارند فقط با دستانی خالی ولی همتی عالی دل در گرو آبادانی ورونق این شهرستان بسته اند نمی کنید یا اهتمام به تشکلی منسجم برای خواستان انتظاراتتان نمی کنید ۴- هر چند نا دیده گرفتن خدمات ارزشمند انقلاب اسلامی ایران گناهی نابخشودنی است ولی با تمام کاری که بعد از انقلاب صورت گرفته هنوز این شهرستان تارسیدن به نقطه مظلوب فاصله های زیادی دارد ۵- مسئولین می بایست روحیه انتقاد پذیری خود را بالا ببرند ومنتقدین می بایست منصفانه انتقاد کنند هر کدوم از این دو کفه بلنگند ضرر خواهیم کرد دوستان وبلاگ نویس بارها پیشنهاد نشست دقیق وعلمی وبلاگ نویسان دشتی را به بعضی از دوستان فرهیخته داده ام ولی موفق نشد ه ام باز اصرار می کنم وپیشنهاد تشکیل خانه وبلاگ نویسان شهرستان دشتی می دهم تا با ساز وکاری دقیق وهدفمند رشد ورونق وشکوفایی این شهر عزیز را فراهم کنیم |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
مدیریت واخلاق وسیره پیامبر (ص)
نیاز امروز ما امروزه جامعه جهانی به تبعیت جستن از سیره منادی حق، خاتم المرسلین، تکامل بخشنده ادیان آسمانی و رهنمای عروج انسانیت، محمد مصطفی ( ص )، بیش از پیش محتاج است و باید به سلوک نبوی پیوست تا در گرداب زمانه اسیر سیلاب نفسانیت، نفاق، تحجر و ظلم افکنی نشد. آموزه های رفتاری ، عملی و مکتبی را از شخصیت برجسته آن ناجی بشریت و بیداری ساز آدمی از خواب و رخوت استخراج نمود و مبنای گام های عملی و سر لوحه اعمال و ره توشه زندگانی خود کرد. که جز این راه شقاوت است و سعادت در بهره گیری از انوار متجلی اسلام ناب محمدی و آیات آسمانی و وحیانی آن و تمسک جستن به سیره مجسمه اصیل ایمان و تقوا وآن یگانه عدالت گستر ظلم ستیز است و بس. بزرگمرد پیام آوری که می فرماید: داستان من و شما همانند مردی است که آتشی[ برای گرما بخشی و روشنایی ] افروخته است؛… پروانه ها در آن می افتند و او سعی می کند آن ها را حفظ کند، من کمر بندتان را می گیرم تا در آتش [ دوزخ ] نیفتید و شما از دستم می گریزید.1 به راستی انسان امروز به دنبال چه می گردد وچرا بیهوده به صرافت افتاده ؟ سراسر زندگیش اسیر رفاه شده و در پی آغوش کشیدن سعادت انواع ایسم ها را برای نجات خود خلق کرده تا به زعم ناپخته خویش از سختی ها بکاهد و به پندارهای پوشالی خود دست یازد. سو سیالیسم ، مارکسیسم ، کمونیسم ، لیبرالیسم و…. تا آن که زمام قدرت محکم شود و بر اریکه آن سوار شد تاخت تا سر انجام به رسوایی رسید زیرا که به دست خود هبوط را خواسته ایم، با معنای حقیقت بیگانه ایم و گستره دیدمان محدود در چند قدممان است هر چند که گام هایمان به فضا راه یافته . زندگی سرشار از فضایل و مکارم اخلاقی پیامبر عظیم الشأن اسلام مملو است از درس ها و معارف اخلاقی و پندها و نکات آموزنده تا راه را به ایمان آورندگان بنماید و آیینی که هیچ معیاری را در برتری آدمیان نمی شناسد جز میزان تقوا و پرهزگاری . مکتب انسان سازی که سلامت را برای روح و روان و جسم و جان انسان به ارمغان می آورد و از آن جمله است درس مدیریت و شجاعت، درایت و ذکاوت، عملگرایی و وقار پیامبر اکرم (ص). مدیریت چیست؟ مدیریت فرآیند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی، سازماندهی و بسیج منابع وامکانات [ در راستای] هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.۲ برنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی است که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد. (برنامه ریزی شالودۀ مدیریت را تشکیل می دهد.)3 با توجه به این تعریف هر اقدامی که منجر به ایجاد و یا تحولی گردد باید بر اساس برنامه ریزی باشد و اجراکننده این برنامه ها نیز مدیری لایق و توانمند. بنابر این یک مدیرصرفاً یک مجری نیست بلکه ضمن واقف بودن بر اصول مدیریت و اداره نمودن امور یک برنامه ریز و راهبر توانایی نیز هست. ضرورت مدیریت از تصمیم گیری های فردی برای رقم زدن زندگی دلخواه و درمیان مردم زیستن و حضور در اجتماع گرفته تا در رأس قرارگفتن و دخالت در امور دیگران برای پیشبرد جامعه به سمت صلاح و یاری رساندن به مردم در تأمین معاش و برنامه ریزی برای جامه مدنی و به عبارتی حکومتداری همگی ضرورت مدیریت را محرز می سازد. حکومتداری متوازن زمانی شکل می گیرد که تحقق بخش سلامت جامعه و کسب رضایت مردم، عقلایی و با منطق باشد تا سیر روابط اجتماعی – اقتصادی روند اداره جامعه را مختل نسازد واین نیازمند برنامه عمل، الگو و معیاری است که بی هیچ شک باید مبتنی بر موازین شریعت و بر اساس قوانین و قواعدی باشد که مبرا از باند بازی و سودا طلبی بوده و منجر به مفاسد و محارب نشده و بستر اجتماع به گونه ای بنا گردد که تبعیض و انحصار طلبی منجر به رشد فقر و گسترش بی بندو باری نشود. بنابراین نیاز به یک رهبر و مسؤول اجتماع مردمی به خصوص حکومت وجود یک فرد مسلط خودساخته و آگاه به امور جامعه ، امین و ازجانب خداوند متعال می باشد و برنامه عمل وی نیز بدون تردید باید یک دین کامل که حاوی معیارهای جامع تعالی است، باشد. باید بر این موضوع واقف بود که دخالت بی چون و چرای بشر در سرنوشت خود و دیگران بدون اصول و آیین، منتهی شدن به قهقرا است. مدیریت مقتدرجمعی می طلبد که اساس و بنای آن برنامه های همه جانبه باشد تا دستیابی به هدف را تحقق بخشد پس مبنای حکومتداری در دوران معاصر را باید در کامل ترین و بی نقص ترین آیین و در یک مدیریت ارگانیک و پویا و با حضور انسان های خود ساخته و آگاه به موازین زندگی سازجست و جو کرد هرچند که در دنیای امروز و در چنته غول های رسانه ای در دستان معاندان اسلام نام این آیین اصیل بیان نمی شود. اسلام بر خلاف ادیان آسمانی دیگر که نه به تحجر اسیر است و نه آن که دستیابی انسان به معرفت را معضل تلقی کرده و نه به مانند مکاتب امروزی تنها توسل به برخی صفات نیک و برجسته ساختن یک یا چند کلمه آرمانی مثل تساوی، آزادی و … را دستاویز ترقی و پیشرفت دانسته مکاتبی که ماحصلشان جز به زنجیر کشیدن انسان و ثروتمند شدن ثروتمندان وفقیرتر شدن فقرا وگسترش رذالت و بد بختی و به پوچی رساندن آنان نبوده است. و اینک محمد(ص) که نه همواره محمد(ص) با آیین بیداری سازاسلام آمد تا جهالت را از تن فرسوده زمین برکند چه آن روز که جهالت در میان اعراب سایه افکنده بود و چه امروز که بشر با همه تجهیزات و بروز توانمندی اش کمترچشمانش را به روی حقیقت می گشاید ولی هر روز بهتر می داند که زلال اندیشه معنا کجا است تا مگر فرجامی خوش چشم انتظار انسان بیداری باشد که در مکاشفه وجودی خویش سربلند از حصار تن رهیده تا توانایی بی حد ومرز خود را به منصه ظهور رساند. مدیریت در سیره فردی و اجتماعی پیامبر با کنکاش در سیره رسول اکرم (ص) در می یابیم که ایشان در همه ابعاد زندگی خود دارای برنامه و معیار بوده اند چه در مسایلی که مربوط به امور شخصیشان بود وچه در برخورد با مسایل اطرافیان. مدیریت رفتار و دقت در ارتباطات اجتماعی، رعایت بهداشت فردی و محیطی، مدیریت امور خانه و خانواده، جایگاه همسایه ها و بستگان، مدیریت اقتصادی و مالی و اهمیت کار و فعالیت، مدیریت زمان، مدیریت در نبرد و اقدامات نظامی،روابط سیاسی و… . نمونه های از رفتار مدیریتی آن حضرت : اهمیت بهداشت : زباله را شب در خانه نگه ندارید و آن را روز بیرون ببرید که جایگاه شیطان [=میکروب] است.4 مدیریت کیفیت : هرگاه یکی از شما کاری انجام می دهد، آن را محکم و استوار انجام دهد.5 مدیریت زمان : چون به خانه میرفت ، وقتش را سه قسمت .............. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزيز موسسه تفكر پويا كه بنده توفيق تاسيس آن را داشتم با وب سايت زير منتظر نقطه نظرات شماست
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
جوان بایستگی وشایستگی
جوان حلقه اتصال دو نسل است: 1- نسل گذشته 2- نسل آينده هرگونه سخني در مورد جوان در عين سادگي بسيار مشكل و پيچيده است، زيرا احتياج به معرفت و شناخت كامل اين دو نسل دارد. شناخت اين نسل يعني شناخت روحيات، شناخت تمايلات، شناخت احساسات، شناخت خواستهها و توانمنديهاي جوان. پس اگر نتوانيم تفسيري صحيح و منطقي از جوان داشته باشيم، نميتوانيم او را دريابيم و مهمترين نكته اينجاست كه او نيز از خود، محيط خود، آينده خود و هدف آفرينش تفسير روشن و همگون داشته باشد. به نظر ميرسد نسل جوان امروز با دو بحران روبروست: الف- بحران شناسايي به اين معني كه جوان امروزي درصدد تفسير روان و همهجانبه سوالهاي جدي خود برنميآيد و يا حداقل پيگير نيست يا به تعبير ديگر سوال ندارد و يا با دغدغه خاطر به آن مواجه نميشود. پس قبل از پرداختن به سوالهايي نظير «من كيستم؟ كجا هستم؟ چه بايد بكنم؟» بايد بدانيم كه جوان قبل از اينكه بر خود مسلط باشد تحت تاثير حوادث بيروني قرار گرفته و محيط اطراف سمت و سوي او را جهت ميدهند. قطعاً يكي از عوامل موثر در نشو ونماي جواي و بلكه هر انساني، محيطي است كه در آن زندگي ميكند. اما به نظر ميرسد اگر انسان فضاي ذهني و دروني آسيبناپذيري داشته باشد، عوامل محيطي از بيرون مطابق با عوامل دروني او جهت مييابند كه بعضي از آيات به اين مطلب اشاره دارد. يا ايها الذين آمنوا عليكم لايضركم من قبل اذا اهتديتم (كساني كه ايمان آوردهايد به خودتان برسيد، اگر شما هدايت پيدا كنيد كساني كه گمراه شدهاند به شما ضرري نميرسانند.) نداشتن فضاي ذهني روشن و شناختي گويا از خود، آينده خود، اطراف خود، محيط خود و بالاخره هويت خود، مشكل اساسي و جدي جوانان اين دوران است. جوان ما بايد به اين نكته واقف باشد كه به مقتضاي سن جواني اطلاعات او نسبت به بسياري از امور ناقص است و تنها با صبر و تحمل و استفاده از استادان و راهنمايان است كه ميتواند شاهد رشد روزافزون خود باشد. ب- بحران الگوگريزي و الگوپذيري جوان كانون احساسات است و يكي از نيازهاي حسي او الگو و اسوهخواهي است. جوان ناخودآگاه الگوخواه و الگوپذير است و از اين كه الگوي مناسبي نداشته باشد افسرده ميشود. (البته چون خود متعلق به نسل گذشته و آينده است، هميشه در جستجوي الگويي است كه گذشته و آينده را جمع كند الگويي كه در گذشته حل نشده باشد و آينده را نيز همانند او درك كند.) از جهت الگويي، نوگرا و تجديدطلب است. علت چنين گرايشي اين است كه جوان در درجه اول آنچه را كه با تمايلات و احساسات لذتبخش او مطابق باشد پذيرفته و تحت تاثير آن قرار ميگيرد و آن را به عنوان الگو انتخاب ميكند. اگر اين انطباق حاصل نشود انزجار، دلسردي و كنارهگيري ناخودآگاه آغاز شده و در اين حال او بدنبال الگوي ديگري ميگردد. ما بايد الگوي سالم ديگري در اختيارش قرار دهيم كه در عين هدايت به افقهاي عقلاني به احساسات او نيز پاسخ داده، خواستهها و تمايلات را در چارچوب نياز واقعي او برآورده سازيم. بايد اين واقعيت را پذيرفت كه تا ما جوان را در نيابيم آينده را نخواهيم داشت و تا آينده را نداشته باشيم تلاش گذشته ما بيثمر خواهد بود. اما وظيفه چيست؟ 1- برسميت شناختن جوان جوان بايد به اين باور برسد كه ما او را به رسميت ميشناسيم. به انديشه، تمايلات و احساسات او هرچند ناپخته ارج نهيم و درد او را درد خود ميدانيم. جوان بايد بداند كه ما در يك تكاپوي همه جانبه تنها آينده خود را در او ميبينيم و به آينده او علاقهمند هستيم. البته تنها سخن گفتن از جوان مشكل را حل نخواهد كرد، آنچه ميتواند حلال مشكلات روحي و رواني جوان باشد به رسميت شناختن واقعي اوست و به نظر ميرسد اين مطلب از دو راه مسير قابل هدايت است. الف: همزباني ما بايد زبان و فكر جوان را درك كنيم، احساس او را بدانيم، خواسته او را بفهميم و قبل از اينكه براي جوان تصميم بگيريم فضاي فرهنگي محيطي را به گونهاي هموار كنيم كه جوان به طور طبيعي حرف دلش را بزند. در اين صورت ما ميتوانيم درد واقعي او را از زبان او بشنويم. تا زماني كه ما درد جوان را بيان ميكنيم نسخه درمان ما به درد جوان نخواهد خورد، فضاي ارتباط را بايد با تلاش طبيعي ايجاد كرد. لازم به ذكر است كه ما بايد مطالب خود را در يك قالب زباني همگون به جوان منتقل كنيم و اين امر تنها در صورتي ميسر است كه دردها، خواستهها، نيازها و توانمنديهاي او را به طور طبيعي نه به صورت تصنعي شناسايي كنيم و اين موضوع زماني محقق خواهد شد كه جوان با امنيت خاطر در يك فضاي شاداب و منطقي به سخن آمده و سفره دلش را باز كند. تحقق اين امر مرهون آن است كه جوان بداند ما به طور جدي درصدد يافتن او هستيم و او را دوست داريم و او همه وجود و هستي آينده و سرمايه جامعه ماست. اولين مكاني كه لازم است چنين فضايي در آن حاكم باشد خانواده است. امروز جوان در خانواده خود زندگي طبيعي ندارد و بيرون از افكار و تمايلات خانواده اما به ظاهر زندگي ميكند. خانه خوابگاه اوست و خانواده قفسي است كه او را تنها از آفتهاي محيطي و نه از آفتهاي روحي حفظ ميكند كه مكان بعدي جامعه است. اگر جامعه جوان را به رسميت بشناسد او گرچه از جهات اقتصادي دچار مشكلاتي باشد، هميشه آسايش و امنيت رواني را احساس ميكند و در اين صورت سعي ميكند براي جامعهاي كه براي او ارزش فوقالعاده قايل است كار كند. نتيجه اينكه به رسميت شناختن جوان يعني احترام گذاشتن به انديشه او گوش دادن به درد دل او و محبت كردن به او در چنين بستري به راحتي ميتوان بحران شناسايي و بحران الگوگريزي را حل كرد. ب: بهكارگيري انديشه و توان جوان يكي از بهترين راههاي به رسميت شناختن جوان و واگذار كردن كار به اوست، ما بايد به گونهاي برنامهريزي كنيم كه جوان خود مجري بسياري از كارها باشد و بتواند ابتكار و خلاقيت خود را نشان بدهد در بستري آماده به ظهور و شگفتي خود بينديشد و انديشه خود را در افق خدمت به مردم نظاره كند، علت برخي از افسردگيها بدانديشيها و بزهكاريها و عدم ابراز احساسات به جوانان است، اگر بستر ابراز احساسات جوان تهيه شود بسياري از معضلات از بين خواهد رفت، اگر ما بتوانيم از انديشهها و فكر جوان استفاده كنيم حلقه ارتباط با او راه جهت درمان بسياري از دردهاي او بدست گرفتهايم. ج- سيراب كردن جوان در هدايت بعد از اينكه ما جوان را با ايجاد فضاي ارتباط به رسميت شناختيم بايد او را حفظ كنيم يعني او را به طور غيرمستقيم هدايت كنيم تا با اتكاء به نفس در مسير زندگي به پيش برود. ما بعد از ارتباط بايد بتوانيم به او خوراك تازه همراه با مزههاي قابل پسند و به تعبيري خودمانيتر جوانپسند ارايه كنيم. اينجاست كه محتوا را بايد در روشهاي تازه بكار گرفت كه خوشبختانه از جهت دارابودن محتواي هدايت از علوم ديني با وجود روحانيت معظم مشكلي نيست. اما مشكل در ارايه جذاب آن در قالبهاي ارزشي است كه بايد بدان توجه ويژه داشت. جوان مطابق با روحيه خود از كهنهكاري گريزان است و به نوانديشي و تازهگرايي گرايش دارد و اين ما هستيم كه وقتي جوان را با خود همراه كرديم بايد سنت و تجديد را كنار هم بنشانيم و بين گذشته و آينده عقد قرابت ايجاد كنيم. اينجاست كه اصل انطباق با جوان در مسير هدايت ضروري است. بايد مطبق با رفع نيازها بر ضرورتها تكيه كرد و زبان طرح ارزشها را مطابق با مخاطب خود جذاب و گيرا نمود. زبان امروزي قطعا در نقل مطالب و در مقايسه با زبان كهنه موفقتر است. در اين راستا ترجيحاً بايد از قالبهاي هنري و با محتوا با هدايت ارزشي بهرهگرفت. اميد آنكه با درك مشكلات جوانان و انتخاب راه كارهاي اصيل و صحيح قدمي بزرگ در رفع نيازهاي جوان امروزي برداريم |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
ایام تاسوعا و عاشورای حسینی (ع) را تسلیت می گوییم .
رمز پویایی نهضت حسینی عوامل زيادي دست به دست هم داده و در سايه آن علت ها نهضت عاشورا ماندگار است. اما تعيين سهم هر يك در پويايي و ماندگاري نهضت حسيني (ع) مشكل به نظر مي رسد. عوامل بسياري در پويايي و ماندگاري واقعه كربلا مؤثر بودند. دفاع امام حسين (ع) از اصل اسلام و احياي احكام آن و نيز احياي فطرت يكي از دلايل پويايي و رمز ماندگاري نهضت مي باشد. بخش دوم مرتبط است با سخنان رسول خدا (ص) درباره عظمت و شخصيت امام حسين(ع). بخش سوم برميگردد به مقام اخلاقي و رفتار امام حسين (ع) چرا كه او سمبل اخلاق ، شجاعت و جوانمردي بود. قسمت چهارم باز مي گردد به شيوه و روش مبارزه امام حسين (ع) عليه استكبار اموي. بخش پنجم ارتباط پيدا مي كند به نوع فجايعي كه در كربلا اتفاق افتاده است و از سوي ديگر كربلا يك منظومه بوده كه همه نوع مصائب را در خود گردآورده است. و نيز شكيبايي ياران امام و سخنان آنان در شب عاشورا بر اين پويايي و ماندگاري مي افزايد. قسمت ششم باز مي گردد به سفيران و بازماندگان كربلا و افشاگران آنان عليه حاكمان جابر و فاسد بني اميه در كوفه ، شام و مدينه. بخش هفتم مربوط است به تلاش و سختكوشي امامان معصوم (ع) در حفظ نهضت عظيم كربلا در طول حيات طيبه شان. بخش هشتم مربوط است به نهضت ها و انقلاب هايي كه با الهام از نهضت كربلا در اقصي نقاط كشورهاي اسلامي به دفاع از قيام حسيني(ع) صورت گرفته است. بخش نهم در ارتباط با سخت كوشي و تلاش بي وقفه علماي تشيع در طول سال نهضت حسيني (ع) است. قسمت دهم گره خورده است به همت و تلاش خستگي ناپذير مؤمنان و ارادتمندان و شيعيان امام حسين(ع) در مدت 1400 سال كه با برپايي مجلس عزا و ساخت تكايا به ترويج و نشر افكار و انديشه نهضت عاشورا پرداختند. امروزه هيچكس نبايد به خود اجازه دهد كه آن نهضت و آن تلاش ها را از حركت باز دارد، كه اين خيانت و جرمي است نابخشودني. .................... ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد محمدی
|
|
||