|
|
|
عيد فطر و نقش آن در تحولات فردي و اجتماعي |
|
|
|
روز بازگشتبه فطرت |
فرارسیدن ایام شهادت قرآن ناطق عدل مجسم حضرت علی بن ابیطالب (ع) را تسلیت عرض نموده وامید توفیق بهره وری کامل از لیالی ارزشمند قدر را از ذات اقدس اله مسئلت داریم.
رفع شبهه درباره نزول قرآن
پرسش : با توجه به آيه (انا انزلناه في ليله القدر) و آيه (انا انزلناه في ليله مباركه) گفته مي شود كه قرآن در ماه مبارك رمضان نازل شده، از طرف ديگر بعثت پيامبر اسلام(ص) در ماه رجب بود و در هنگام بعثت آيات اول سوره علق (اقرء باسم ربك) نازل شده، و اين دو مطلب با هم نا سازگارند.
پاسخ : ظاهراً شبهه تعارض بين نزول قرآن در شب قدر و وقوع بعثت پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در بيست و هفتم رجب كه همراه با نزول آياتي از سوره علق بوده از ديرباز مطرح بوده، به گونهاي كه باعث اختلاف در تعيين تاريخ بعثت گشته، در اين ميان شيعه با استناد به روايات متعدد معتقد است كه بعثت در روز 27 رجب واقع شده[1] در حالي كه اهل سنت با استناد به ظهور آيات در نزول قرآن در ماه مبارك رمضان و هم زماني بعثت با نزول قرآن وقوع بعثت را در رمضان ميداند.[2]
براي روشن شدن مسأله ابتدا بايد ديد آيا بين بعثت و نزول قرآن تلازم و همزماني وجود دارد يا نه؟ و اگر بعثت با نزول قرآن همزمان بوده چگونه نزولي مراد است؟ با اندكي تأمل در مييابيم اگر مراد از ضرورت همزماني بعثت با نزول همراهي آن با نزول دفعي باشد، اينجاست كه با مشكل مواجه ميشويم اما اگر نزولي كه همزمان با بعثت بوده غير از نزولي باشد كه در آيات (انا انزلناه في ليله القدر) و (انا انزلناه في ليله مباركه) از آن بحث ميشود ديگر تعارضي در بين نخواهد بود.
نظر مشهور و صحيحتر در بين مفسرين اين است كه نزول قرآن در شب قدر به معناي نزول دفعي آن ميباشد، هر چند اقوال ديگري وجود دارد كه مورد ايراد واقع شدهاند، مثلا فخر رازي ميگويد، در شب قدر هر سال به اندازه مقدرات و نياز آن سال آياتي نازل شده، كه در نقد اين قول گفته شده اگر چنين باشد بايد تعبير مستقبل ميآمد مثلا ميفرمود (نُنَزِله).[3] قول ديگري كه به شعبي نسبت داده شده ميگويد مراد از نزول قرآن در شب قدر ابتداي نزول قرآن بوده است.[4] كه در نقد اين قول نيز گفته شده آيه دلالتي ندارد بر اينكه منظور از نازل شدن قرآن يا سورهاي از آن در ماه رمضان يا در شب قدر اين است كه اولين آيهاش در آن هنگام نازل شده و قرينهاي هم كه بر اين معنا دلالت كند در كلام نيست).[5]
با پذيرفتن اين مبنا كه همان نظر مشهور واضح بين علما و مفسرين ميباشد، مبني بر اينكه مراد از انزال در شب قدر به معناي نوع خاصي از نزول يعني نزول دفعي قرآن جمله واحده ميباشد، حال در تبيين اين نزول چه قائل به اين باشيم كه مراد از آن آگاهي دادن پيامبر به محتواي كلي قرآن است، چنان كه شيخ صدوق قائل است يا اينكه سخن ابوعبدالله زنجاني را بپذيريم كه گفته: روح قرآن كه اهداف عالي قرآن است و جنبههاي كلي دارد در آن شب بر قلب پاك پيامبر نازل و تجلي يافت.[6]
يا تعبير علامه طباطبايي را برگزينيم كه ميفرمايد: اساساً قرآن داراي وجود و حقيقتي ديگر است كه در پس پرده وجود ظاهري خود پنهان و از ديد و درك معمولي به دور است قرآن در وجود باطني خود از هرگونه تجزيه و تفصيل عاري است نه جزء دارد و نه فصل و نه آيه و نه سوره بلكه يك وحدت حقيقي به هم پيوسته و مستحكمي است كه در جايگاه بلند خود استوار و از دسترس همگان به دور است... لذا قرآن در شب قدر با همان وجود باطني و اصلي خود كه داراي حقيقت واحدي است، يكجا بر قلب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرود آمد، سپس تدريجاً با وجود تفصيلي و ظاهري خود در فاصله زماني و در مناسبتهاي مختلف و پيشآمدهاي گوناگون در مدت نبوت نازل گرديد.[7]
به هر حال نزول دفعي به هر كيفيتي كه بوده باشد، تعارضي با نزول آياتي از سوره علق در 27 رجب و پيش از شب قدر ندارد. زيرا اين دو مقوله جدا از هم هستند، در آنجا نزول تدريجي است كه آغاز آن با آغاز بعثت و در 27 رجب در غار حرا بوده، ولي اينجا بحث از نزول كل قرآن به معناي خاص آن ميباشد، نه نزول تك تك آيات و البته بحثي هم از مكان نزول نميباشد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . معرفت، محمد هادي، التمهيد، ج 1، ص 106، موسسه نشر اسلامي، چ 3، 1416 ق.
[2] جوان آراسته، حسين، درسنامه علوم قرآني، ص 81،.
[3] . همان، ص 114.
[4] . سيوطي، جلال الدين، الاتقان في علوم القرآن، ج 1، ص 148.
[5] . طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، ج 2، ص 19. (ترجمه باقر موسوي همداني)
[6] . معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، ص 71، قم، موسسه انتشاراتي التمهيد، چ اول، بهار 1378.
[7] . طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، ج 2، ص 22، ترجمه باقر موسوي همداني، بنياد علمي فكري علامه، 1363.
آیا روزه در ادیان دیگر هم هست ؟
به تصريح قرآن كريم، روزه بر پيروان اديان آسماني قبل از اسلام نيز واجب بوده است. اما تنها مسلمانان، مسيحيان و يهوديان نيستند كه روزه ميگيرند، بلكه حتي آئينهاي غيرالهي نيز روزه و رياضتهاي جسمي را براي تربيت جسم و روح پيروان خود ضروري ميدانند.
اديان گوناگون طي قرون متمادي، هر يك راه و روش و آئينهاي خاصي را براي ارتقاي روحي و رواني بر پيروان خود واجب دانستهاند. از جمله اين آموزههاي ديني روزه است كه در اديان، آئينها و سرزمينهاي مختلف، شكلهاي گوناگون و گاه بسيار متفاوت به خود گرفته است.
روزه ضمن وجوب در اديان الهي، انگيزه فطري نيز داشته زيرا بشر تعاليطلب كه نميخواست تا سطح حيوانات پايين بيايد و يكسره محكوم تمايلات و شهوات حيواني گردد، روزه را وسيله و سپري براي مقاومت در برابر اين گونه تمايلات قرار داده تا خود را به كمال برساند.
روزه گرفتن در ميان اديان الهي، تاريخي بس طولاني دارد و از جمله عبادات ديريني است كه پيدايش آن را ميتوان با رانده شدن حضرت آدم و حوا از بهشت مقارن دانست.
«صوم» در لغت به معناي خودداري از عمل است البته در معناي آن اين قيد را اضافه كردهاند كه به معناي خودداري از كارهاي مخصوصي است كه دل آدمي مشتاق آن باشد و اشتهاي آن را داشته باشد. اما صوم در فرهنگ و شريعت ديني عبارت از خودداري و پرهيز از چيزهايي خاص در زمان معين است.
خداوند در قرآن ميفرمايد: اي كسانيكه ايمان آوردهايد بر شما روزه نوشته شد همانگونه كه بر اممي كه پيش از شما بودند، نوشته شد.
اين آيه نشان ميدهد كه روزه بر مسلمانان و بر امتهاي پيش از آنان نيز واجب بوده است. در روايات اسلامي آمده كه كتابهاي بزرگ آسماني همچون تورات، انجيل، زبور، صحف و قرآن در رمضان نازل شدهاند.
تفاوت روزه در اديان از جهت تعداد روزها و چگونگي روزههاست، هرچند در اديان مختلف جزئيات و كيفيت روزه تفاوت دارد اما اصل حكم روزه وجود دارد و هدف آن بطور كلي تهذيب نفس و ايجاد طهارت و پاكي معنوي و رفع رنج و بلاست.
هندوئيسم
هندوئيسم 2500 تا 4000 سال پيش از ميلاد، از تمدن دره ايندوس برخاسته است. هندوئيسم دين خدايان است كه اساس آن اعتقاد بر يگانگي هر چيز است. اين كليت، برهمن ناميده ميشود. هندوها معتقدند هدف از زندگي اين است كه ما درك كنيم بخشي از خدا هستيم كه ميتوانيم اين سطح حيات را ترك كرده و به خدا بازگرديم. اين آگاهي حقيقي فقط با ورود به چرخه تولد، مرگ و زندگي كه سمسره خوانده مي شود امكان پذير است.
موفقيت هركس در اين راه با مقدار اعمال خوب و بدش ارزيابي شده و تعيينكننده تناسخ بعدي اوست. خدمت به ديگران و قرباني كردن، موجب ارتقاء درجه و تولد دوباره فرد در درجه بالاتر ميشود و انجام اعمال بد، او را به سطح پايينتر يا حتي به سطح يك حيوان تنزل ميدهد.
هندوها معمولاً در روزهاي ماه جديد و جشنهايي مانند SHIVRATRI، DURGA PUJA و SARASWATI PUJA روزه ميگيرند. زنان شمال هند در روز KARVA CHAUTH هم روزه ميگيرند.
نحوه روزه بستگي به خود فرد دارد. ممكن است روزه، امتناع از خوردن و آشاميدن هر نوع غذا يا نوشيدني براي مدت 24ساعت باشد، اما بيشتر شامل نخوردن غذاهاي جامد است و نوشيدن مقداري آب يا شير مجاز است.
هدف از اين روزه، افزايش تمركز در مديتيشن يا عبادت براي تطهير درون است و گاهي به عنوان دادن يك قرباني در نظر گرفته ميشود.
بوديسم
دين بودا برخاسته از آموزشهاي «سيدارتا گوتاما» است كه 535 سال پيش از ميلاد به شكوفايي رسيد و بودا نام گرفت. او سياق ميانهروي را جايگزين رياضتهاي شديد جسمي يا دنياپرستي و خوشگذراني زياد كرد. سالها پس از مرگ بودا، آموختههاي او به رشته تحرير درآمد و تريپي تاكا نام گرفت.
بوداييها به اصل تناسخ روح و چرخه حيات معتقدند، بدين صورت كه هر كس روند تولد، زندگي و مرگ را ميپيمايد. پس از اين چرخه، اگر فرد وابستگي خود به جسم و علائق را رها كند ميتواند نيروانا را كسب كند.
همه فرقههاي اصلي بوديسم دورههايي براي روزه دارند كه معمولاً روزهاي چهاردهم ماه و ديگر روزهاي مقدس است. در آيين بودا، روزه به معناي خودداري از خوردن غذاهاي جامد است، ولي استفاده از برخي مايعات مانعي ندارد. روزه بودائيان روشي براي پاك سازي است.
راهبان بودايي براي آزادسازي ذهن روزه ميگيرند. بعضي از راهبان بودايي كشور تبت، براي كمك به رسيدن اهداف يوگا، نظير انرژي دروني، روزه ميگيرند.
آئين جين
- زاهدان پيرو آئين جين براي ايجاد آمادگي روحي خود براي برخي جشنها و اعياد روزه نگه ميدارند، همچنين پارسايان آئين جين بهترين مرگ را مرگ در اثر پرهيز كامل از غذا و آب ميدانند و بسياري از آنها داوطلبانه راه روزهدار را در پيش مي گيرند تا بدين طريق به زندگي خود پايان بخشند.
لامائيسم
لامائيستها در هر ماه روزهاي 14 و 15 و 29 و 30 تنها از غذاي آردي و چاي تناول ميكنند ولي پارسايان اين مذهب در طول اين چهار روز تا غروب آفتاب هيچ نميخورند.
صابئين
صابئين يا مندائيان (پيروان حضرت يحيي) در روزهاي ويژهاي از سال كه آنها را مبطل مينامند از خوردن گوشت، ماهي، تخم مرغ خودداري ميكنند از جمله اين روزها 26 و 27 و 28 و 29 و 30 ماه سمبلتا، روزهاي ششم و هفتم ماه دولا و روز دوم ماه هطيا است.
آنها روزه واقعي را روزهدار بودن اعضا و جوارح آدمي ميدانند كه در كتاب كنزاربا يا صحف آدم مقدسترين كتاب مندائيها آمده است: «اي مومنان برايتان گفتم كه روزه بزرگ فقط نهي از خوردن و آشاميدن نيست بلكه ديدگانتان را از نگاههاي هيز و شيطاني و گوشهايتان را از شنيدن حرفهايي كه مردم در خانه خود ميزنند برحذر داريد و زبانهايتان را به گفتارهاي دروغ و ناپسند نيالائيد و .... ».
زرتشتي
در آيين زرتشت، زرتشتيان بايد در سه بخش معنوي "شنوايي"، "انديشه" و "احساس" هميشه روزه باشند؛ به آن معنا كه از طريق اين سه حس از نيكي دور نشوند و "انديشه و احساس و شنوايي"شان هميشه سرشار از نيكي باشد. با اينحال زرتشتيان براي افراط نكردن در خوردن گوشت حيوانات روزهاي دوم و دوازدهم و چهاردهم و بيست و يكم هر ماه زرتشتيان از خوردن گوشت پرهيز ميكنند. همچنين زرتشتيان پس از مرگ يكي از نزديكان، به مدت سه شب از پختن يا خوردن گوشت پرهيز ميكنند.
يهوديت
موسي مردمش را از اسارت مصر خارج ساخت و كتاب خود را از سوي خدا به آنها عرضه كرد. سپس يوشع نبي آنها را به سرزمين موعود برد. جايي كه ساموئل، پادشاهي عبرانيان را تأسيس كرد.
داوود پيامبر، اورشيلم را بنا نهاد و سليمان اولين معبد را بنا كرد كه در سال 70 پس از ميلاد تخريب شد. يهوديان به پيامبر آخرالزماني معتقدند كه ميآيد و آن معبد را از نو بنا ميكند.
يهوديها در يوم كيپور (YOM KIPPUR) روزه ميگيرند. يوم كيپور تعطيلي مذهبي يهوديان در ماه سپتامبر يا اكتبر است كه مردم در آن روز روزه ميگيرند و در كنيسه، دعاي صبر ميخوانند. آن روز را، روز كفاره هم ميگويند.
يهوديان شش روز ديگر را نيز روزه ميگيرند كه " TISHA B'AV " ( نهم آوريل، روزي كه معبد يهوديان در آن روزتخريب شد) از آن جمله است.
در «يوم كيپور» و " TISHA B'AV " خوردن و آشاميدن از زمان غروب آفتاب تا غروب بعدي به مدت 24 ساعت ممنوع است، در حالي كه در ساير ايام روزه ا، اين محدوديت از طلوع تا غروب آفتاب است.
هدف از روزه در دين يهوديت، استغفار از گناهان يا درخواست حاجت خاصي از خداست.
مسيحيت
حضرت مسيح، پسر مريم مقدس كه مورد آزار يهوديان هم وطن خود قرار گرفته بود، پيام جديدي از خداوند متعال ارائه كرد. در طول سفرهاي حضرت مسيح 12 مُريد (كه بعدها حواريون نام گرفتند) همراه وي بودند تا آموزههاي ديني را از او بياموزند. مسيح در دوران خود معجزههاي زيادي بر مردم عرضه كرد تا آموختههايش را ملموستر سازد.
مسيحيت فرقههاي زيادي دارد كه شايد به دليل عدم تفاهم بر روي اصول ديني، فرهنگ متفاوت مسيحيان و سليقههاي شخصي بوده است. گاهي تفاوت اعتقادي بين اين فرقهها آنقدر زياد است كه شايد هر كدام دين متفاوتي به نظر آيند.
آيين كاتوليك
كاتوليكها در روزهاي چهارشنبه خاكستر «ASH WEDNESDAY» (اولين روز ايام روزه مسيحيان) و جمعههاي ايام روزه «LENT» و جمعه پاك «GOOD FRIDAY» روزه ميگيرند و از خوردن گوشت خودداري ميكنند. كاتوليكها قرنهاي متمادي از خوردن اين ماده غذايي در تمام جمعهها منع شده بودند، اما از اواسط دهه 1960 خودداري از مصرف گوشت در جمعههاي خارج از ايام روزه، به نظر محلي و شخصي افراد واگذار شد.
در روز چهارشنبه خاكستر و جمعه پاك، خوردن دو وعده غذايي كوچك و يك وعده غذايي عادي جايز است، اما خوردن گوشت ممنوع است. در ساير جمعههاي ايام روزه نيز مصرف هر نوع گوشتي حرام است. براي روزههاي اختياري در روزهاي جمعه، برخي افراد به جاي خودداري از غذا خوردن، رياضت ديگري را براي تقرب در نظر ميگيرند يا نماز مخصوصي را ميخوانند.
هدف از اين روزه كنترل هواهاي نفساني و رياضت كشيدن براي بخشايش گناهان و همدردي با فقراست.
آيين ارتدوكس شرقي
در اين فرقه، دورههاي متعددي براي روزه وجود دارد كه شامل ايام روزه «LENT»، روزههاي رسولان «APOSTELS»، روزه آسودن يا دورماسيون «DORMITION»، روزه تولد مسيح «NATIVITY» و روزههاي ديگر است. هر چهارشنبه و جمعه، روزهاي روزه به شمار ميآيند به غير از آنهايي كه در هفتههاي خالي از روزه واقع ميشوند.
در روزه اين آيين به طور كلي مصرف گوشت، لبنيات و تخم مرغ ممنوع است. ماهي در برخي روزهاي روزه ممنوع است و در بعضي روزها مجاز.
ارتدوكسها به اين دليل روزه ميگيرند كه معتقدند پرهيز از شكم پروري، رحمت خدا را براي آنها به ارمغان ميآورد.
آئين پروتستان
روزه در اين آيين، قانون جامعي ندارد، بلكه به انتخاب و صلاحديد افراد، كليساها، مؤسسات يا انجمنهاست.
برخي از افراد كلاً از مصرف غذا و نوشيدني امتناع ميكنند؛ بعضي ديگر فقط آب يا آب ميوه مينوشند؛ يا اينكه فقط غذاهاي مشخصي را ميخورند و از غذاهاي خاصي امتناع ميكنند و با هر وسوسهاي مقابله ميكنند.
هدف از روزه در اين آيين، تقويت روح يا به كرسي نشاندن يك سخن حق در جامعه مدني يا سياسي است.
آيين مورمن
اولين يكشنبه هر ماه، زمان روزه است. افراد و خانوادهها در صورت تمايل ممكن است روزهاي ديگري نيز بگيرند. خودداري از خوردن و آشاميدن براي دو وعده متوالي و نيز بخشيدن غذا يا پول به نيازمندان روزداري اين فرقه است. بعد از روزه اعضاي كليسا در جلسه روزه و شهادت دادن شركت ميكنند.
اسلام
در آئين مقدس اسلام روزه جايگاه بسيار خاص و ويژهاي دارد و يكي از وسايل تقرب به خداست. دين اسلام كه پس از ميلاد مسيح توسط حضرت محمد (ص) در شهر مكه عرضه گرديد، از بزرگترين دينهاي دنياست. مسلمانها دين اسلام را مكمل دين ابراهيم، داوود، موسي و عيسي دانسته و پيامبرشان را خاتم انبياء ميدانند. قرآن كتاب مقدس مسلمانان است و ايشان در اجراي مسائل ديني از احاديث پيامبر و امامانشان سود ميبرند.
مسلمانان يك ماه تمام را روزه ميگيرند. ماه رمضان نهمين ماه تقويم قمري مسلمانان است كه در اين ماه روزه واجب است. اين ماه يادآور نزول قرآن بر حضرت محمد(ص) است.
مسلمانان براي روزه گرفتن از شروع سحر(اذان صبح) تا غروب آفتاب(اذان مغرب)، از خوردن و آشاميدن اجتناب ميكنند. همچنين مصرف دخانيات و داشتن رابطه زناشويي در زمان روزهداري حرام است.
روزهداري در اين ماه واجب است، ولي مسلمانان در ديگر اوقات سال نيز به دلخواه ميتوانند روزه بگيرند.
آسیب شناسی مهدویت
1-برداشتهاى غلط
از آسيبهاى مهم در فرهنگ مهدويت، تفسيرها و برداشتهاى نادرست از موضوعات اين فرهنگ اسلامى است. تحليل نادرست و ناقص از روايات به دريافت غير صحيح مىانجامد كه چند نمونه از آن را بيان مىكنيم.
1. برداشت غلط از مفهوم «انتظار» سبب شده است كه بعضى گمان كنند كه چون اصلاح جهان از فسادها به دست امام عصرعليه السلام خواهد بود ما در برابر تباهىها و ناهنجارىها هيچ وظيفهاى نداريم و بلكه ممكن است گفته شود كه براى نزديك شدن ظهور امام مهدىعليه السلام بايد براى ترويج بدىها و زشتىها در جامعه...........
ادامه مطلب
*مدیران موفق
در مورد مدیران برجسته چه اطلاعاتی دارید؟ آیا توجه داشته اید که چه عواملی باعث ساختن یک مدیر خوب می شود؟ ... بدون شک بعضی از ویژگیهای ، مهارت ها و توانمندیها را بصورت مشترک در میان مدیران موفق میتوان مشاهده کرد ولی علاوه بر مهارتهای تخصصی در فضای کسب و کار دارابودن مهارتهای اجرائی بعنوان مکمل مهارتهای تخصصی یک الزام بشمار می آید.
شاید بتوان نشانه ها ، مهارتهای اصلی برای ایجاد الگوی راهبری شایسته را بشرح ذیل خلاصه نمود.
1- خودآگاهی : کسی که می خواهد بردیگران مدیریت کند لازمه اش مدیریت برخود است منجمله : مدیریت بر زمان و تنش و تعیین اهداف و اولویتهای شخصی بعنوان مثال مدیریت بر زمان و تنش به مدیران کمک می کند تا نسبت به سازماندهی پیرامون خود و تطبیق پذیری با آن اقدام نمایند.
2- تعیین چارچوب ماموریت سازمان : وظیفه یک مدیر مؤثر ایجاد یک ماموریت شفاف برای سازمانش است یک ماموریت روشن نه تنها باعث انگیزش کارکنان میشود بلکه به آنها القاء می کند که کارشان دارای اهمیت است ونکته مهم تر این است که کار فقط برای حقوق و گذراندن زندگی نیست بلک چیزی مهم تر در پس آن نهفته است.
3- از چیزی هراس به دل راه ندهد: در یک مدیریت مؤثرکارکنان مورد تشویق قرار
می گیرند تا با هر اشتباهی شرمنده نشوند در یک سازمان می بایست آموخت که برای چیزی نو و متفاوت باید تلاش کرد ولی باید آگاه بود که اگر نتیجه مطلوب حاصل نشد یکدیگر را سرزنش ننموده نکته مهم این است که فرد روی چه چیزی تمرکز کند، ترس یا فرصت؟
4- رهبری بر راهنمائی ارجح است: جایگاه مدیر جایگاه رهبری و هدایت است که هم آموزش میدهد و هم تشویق می کند واگر لازم باشد رفتار کارمندانش را اصلاح میکند دید راهبر به چیزها متفاوت تر از دید کارکنان است بنابراین از این دیدگاه آموزش دادن و مشوق بودن خیلی مهم است . بعنوان مثال هنگامیکه مدیری می خواهد خطای کارمنداش را یادآوری کند باید بپذیرد که اوهم ممکن است اشتباه کند.
5- مدیریت بر تنش و استرس : آنچه مسلم است آنکه تنش های روبه افزایش باعث کاهش بهره وری می گردد. نتایج تجربیات نشان داده که عدم شایستگی مدیر، عامل اصلی ایجاد تنش در جایگاه کار است .
6- ارتباط مؤثر با کارکنان : این ارتباط ممکن است به سه شکل صورت پذیرد ، نوشتاری ، زبانی ، سخنرانی ، داشتن مهارت درهریک از این زمین ها لازم بوده زیرا تقریبا" 80% وقت مدیران در محیط کار با این نوع ارتباطات پرمی شود. لذا اهمیت و توجه به آن دور از انتظار نخواهدبود. بعبارتی ارتباط مؤثر آن نوعی از ارتباط است که ضمن حفظ رابطه مثبت بین طرفین ارتباط از توجه به مشکل موجود نیز غفلت صورت نمی گیرد. نکته قابل اهمیت در ارتباط مدیر با کارکنان پائین تر ، ارتباط محترمانه ای است که نه از موضوع قدرت بلکه بیشتر از جنبه مشارکت است . اگر در ارتباطات انعطاف پذیر باشید این احساس را بوجود می آورید که داده ها یا انتخابهای دیگری نیز وجود دارد و دیگران هم ممکن است توان کمک به حل مشکل را داشته باشند در نهایت ارتباط مثبت و مؤثر با تعهد زیردستان به تصمیم گرفته شده اعتبار می بخشد.
7- استفاده مؤثر از قدرت : نکته ای که در مورد قدرت مطرح است این است که چه کسی قدرت دارد و چگونه آن را بدست می آورد، چگونه آن را مهار می کند وچگونه از آن استفاده می کند.
استفاده مؤثر از قدرت ، بحرانی ترین جزء مدیریت است و مدیران قدرتمند دارای این ویژگی هستند که دیگران را نیز قدرتمند بسازند. درک سنتی از قدرت در گذشته عبارت از داشتن کنترل روی رفتار دیگران بوده مثل کنترل رئیس روی کارکنانش ولی مفهوم جدی از قدرت به جای « داشتن اختیار بر روی دیگران» به «توانایی در انجام یک کار» تغییر یافته است تکنولوژی اطلاعاتی (IT ) به عدم تمرکز اطلاعات کمک کرده و دسترسی به اطلاعات را برای تمام سطوح پائین تر امکان پذیر ساخته است. مرزهای ستنی داخل و بیرون سازمانها درحال محو شدن است اینجاست که بحث توانمندسازی مطرح می شود .
8- تشخیص عملکرد ضعیف و استفاده از شیوه هایی که باعث ارتقاءو انگیزش کارکنان بشود: بدون شک هرفردی در موقع استخدام بعضی توانایی ها را با خود به سازمان می آورد. با اختصاص منابع و آموزش نیز امکان بالا بردن توانایی میسر است ولی در مورد تمایل در تعهد ، خود را در وظیفه مرتبط با مشکل آشکار می کند.
کارکنان بصورت اصولی دوست دارند که کار راخوب ارائه بدهند و مسئولیت بیشتری بپذیرند و این برعهده مدیران است که با انگیزش و کمک به کارکنان آنها را در رسیدن به بهره وری بالاتر هدایت نمایند در این رابطه وظیفه مدیران تدوین برنامه ای قدم به قدم و نیرو دهنده برای انگیزش کارکنان است بصورتی که آنها با رضایت در انجام کارها پیشقدم باشند نکات کلیدی این برنامه عبارتند از : اهداف مشکل را به آرامی جا بیاندازیم بصورتی که قابل درک و پذیرش باشند، موانع سازمانی و انسانی را از بین ببریم و این احساس را بوجود آوریم که انتظارات قابل دستیابی است.
- با ایجاد نظم و تشویق رفتارهای غیر قابل قبول را از بین ببریم .
- پاداشهای داخلی و خارجی مزیتی باشد برای تلاشهای بالا.
- جوایز را بصورت عادلانه توزیع نمائیم .
- باز خورد عملکردها را به موقع با صداقت و پاداش آماده کنیم.
9- استفاده از تیم و مشارکت دادن افراد : ما خواه رئیس باشیم یا مرئوس امکان ندارد از کار تیمی گریزی داشته باشیم نتیجه بررسیها حاکی از این است که در تیم ایده های زیادی تولید و تصمیم گیری و حل مشکل خیلی بهتر از روشهای فردی صورت می گیرد و درک بهتر و انگیزش بیشتر و عملکرد خوب را به دنبال دارد. نقش مدیران در ایجاد هماهنگی میان اعضای تیم و پشتیبانی و دادن بازخود و ترسیم یک چشم انداز و ایجادتعهد به
چشم انداز دارای اهمیت ویژه ای است چشم انداز به شفاف کردن ارزشهای محوری و اصولی که تیم را در آینده هدایت کند کمک می کند روی امکانات تمرکز می کند و باعث پیوند محکم اعضا به یکدیگر می شود.
یک مدیرخوب مطمئا" رفتارش با تمام کارکنان خوب است و این رفتار خوب را نه تنها در حقوق و پاداش بلکه در مشارکت دادن آنها در فعالیت روزانه نیز می شود دید. مدیر خوب خلاقیت و نوآوری را مورد پشتیبانی قرار میدهد و تمام افراد احساس درگیر بدون در کار را دارند.
10- حل مشکل با خلاقیت : هرساعتی که سپری می شود امکان ندارد افراد با نوعی مشکل و نیاز برای حل آن مواجه نشوند وظیفه مدیر ذاتا" حل مشکلات است و اگر مشکلات نبودند دیگر نیازی به مدیرنبود هرچند دارا بودن تحصیلات عالیه و سالها تجربه اندوزی مدیران را در این جهت هدایت میکند که مشکلات را درچارچوب های تعریف شده ای حل نمایند و لیکن از توانمندی وخلاقیت درحل مشکل دورمی شوندوظیفه مدیرحل مشکلات سازمان با روشهای خلاق و نه شیوه های سنتی است./
باسلام خدمت دوستان با عرض پوزش خدمت دوستان عزیز از غیبت طولانی به دلیل گرفتاریهای فراوان متاسفانه نتوانستم مطالب را آپدیت نمایم ولی امید دارم از این پس به صورت مداوم در خدمت شما باشم .
موسسه تفکر پویا که بنده افتخار خدمت در آن دارم در سه شهرستان دشتی .تنگستان. دشتستان اردوی جهادی می رود وخدمات علمی فرهنگی در تابستان ۸۷ ارائه می دهد که برگزاری کلاسهای علمی مختلف وفعالیتهای علمی وفرهنگی خواهد داشت ۱۰الی ۱۳ برادر دانشجو در رشته های مختلف و۳ نفر روحانی وطلبه و۱۰ خواهر دانشجو و۳ خواهر طلبه این تیم تخصصی را تشکیل می دهند .
اما اردوی جهادی ......
فکر مي کني جهادي اينه که بري يه جاي دور و يه مدت بيل بزني و برگردي؟
يا فکر مي کني جهادي اينه که با دوستامون يه اردوي بيشتر از سه روز مي ريم که تا حالا با هيچ مدرسه اي توي عمرمون نرفتيم؟
يا شايد فکر مي کني جهادي اردوي سختيه و از کار که برمي گرديم حال غذا خوردن هم نخواهيم داشت؟
شايد هم فکر کني جهادي باعث ميشه توي معنويات سرمون به سقف بخوره !
و اما جهادي :
جهادي مي تونه هيچ کدوم از اين ها نباشه. مي تونه همه ي اينها هم باشه. جهادي يه مزرعه ي بزرگه. يکي با داس به جون مزرعه ميفته، يکي با کمباين و تراکتور. بعضي هم يه جوري که نه سيخ بسوزه نه کباب، يه تيلر برمي دارن و شروع مي کنن به درو کردن. حالا آخر مسافرت کي برده و کي باخته ... خدا مي دونه ...
وقتي جهادي تموم بشه و برگردي شهر وخونت، . مطمئن باش زرق و برق شهر چشم دلت رو مي زنه. مطمئن باش بعد از غذا دعا مي کني خدا همه ي گرسنه ها رو سير کنه. مطمئن باش سر نمازت براي همه ي مسوولاني که دلشون براي مردم مي سوزه دعا مي کني. مطمئن باش از کنار صندوق صدقات بي خيال رد نمي شي. مطمئن باش قدر دوست هاي خوبي رو که داري بيشتر مي دوني. مطمئن باش اگه يه کارگر توي ماشين کنارت بشينه، خودت رو کنار نمي کشي. مطمئن باش اگه يکي رو ببيني که فرغونش توي سربالايي داره چپ ميشه کمکش مي کني. مطمئن باش که بيشتر فکر آدم هاي جور واجور اطرافت هستي. مطمئن باش يه کمي بيشتر از قبل ...
از همه ي اين ها مطمئن باش. اما نگران هم نباش. اين اتفاقات يک هفته بيشتر باهات نيست. هواي شهر در عرض يک هفته همه ي اين خيالات رو از سرت بيرون مي کنه. باز هم .......افتخار خواهي کرد. مگر اينکه: « مرد شده باشي؛ جهادگر شده باشي. »
مسافرت جهادي هيچ خيري هم که نداشته باشه، باعث ميشه نسبت به محيطي که توش زندگي مي کنيم ديد بهتري داشته باشيم. کارهامون منطقي تر باشه. خودموني بگم. باعث ميشه وقتي توي رستوران داري پيتزا مي خوري، بدوني که خيلي ها هستن که بي شام مي خوابن يا دفتر مشقشون رو با مداد مي نويسن که بشه دوباره ازش استفاده کرد. باعث ميشه اگه سير شدي، پيتزاي دوم رو به زور به معده ي محترم تحميل نکني! باعث ميشه ياد بگيري که سرفه جويي کني و ول خرجي رو کمتر کني. باعث ميشه براي خريدن وسايلي که خيلي هم ضروري نيست پدر رو از خودت ناراضي نکني. باعث ميشه ... باعث ميشه « مرد بشي »
جهادي به شدت اعتياد آوره. مي تونيد از اونهایی که خوب رفتنند هم بپرسيد. من که حسابي معتادش هستم. ولی حیف ...... پشيمون هم نيستم. خانواده ام هم به اين سنت افتخار مي کنن. ازشون متشکرم که نبودنم رو تحمل مي کنن و توي ثواب مسافرت جهادي شريکم هستن. شما هم از خانواده تون متشکر باشيد که دوري تون رو تحمل مي کنن. اميدوارم همه مون معتاد بشيم و معتاد بمونيم. جهادگر بشيم و جهادگر بمونيم. مرد بشيم و مردونه زندگي کنيم.
و يک توصيه:
يکي از لذت هاي مسافرت جهادي اينه که يه مدت خيلي کوتاه، فقط خودت هستي و خودت. تنها چيزي که داري، دوستان خوبت هستن. نه روزنامه هست، نه تلويزيون. نه اينترنت هست، نه مجبوري به نظرات ديگران توي وبلاگت جواب بدي. نه بيکاري که سريال هاي تلويزيون بهترين سرگرمي باشه برات، نه نيازي به بازي هاي رايانه اي داري که وقتت بگذره. همين دوري از تکنوژي لذتي داره که فقط توي جهادي ميشه تجربه اش کرد. زمانش هم زياد نيست. تا چشم به هم بزني جهادي تموم شده و دور و برت پر ميشه از اينترنت و تلويزيون و بازي و ... اين رو هم مي تونيد از معلم ها بپرسيد اگه حرفم رو قبول نمي کنيد.
توصيه ي من اينه که با اسير کردن خودتون اين لذت رو از دست نديد. خودتون رو اسير ..... و نوا3خوان و واکمن و اين بازي ها نکنيد. قبل از حرکت همه شون روخونه چا بذاريد و عازم سفر بشيد. امتحانش ضرر نداره. بالاخره توي اين مدت يه تلفن عمومي پيدا ميشه که به زنگ بزنيد. اين قدر هم سرگرم هستيد که اسباب بازي لازم نداشته باشيد.
در نگاه دين، مسئوليت و به طور کلی هر پست و مقام تا زمانی کارآمد و برخوردار از ارزش و جايگاه است که بتوان از طريق آن، خدمتی به آحاد بشر ارزانی داشت و يا در راستای رشد و کمال معنوی انسان قرار گيرد. در غير اينصورت ، به ابزاری برای سرکوب و ارعاب مردم و دوری از ارزشهای اخلاقی و بشری تبديل خواهد گرديد.
در جای جای نهج البلاغه و کلمات درربار رهبران دينی، اين نکته به عنوان راهبردی اصولی برای پذيرش حکومت و قدرت مطرح گرديده است.
اگر فرد توانست در دوره مديريت و رياست، مشکلات و معضلات جامعه را مرتفع ساخته و يا به حداقلّ برساند، قهراً چنين ساعات و لحظات، از بهترين دوران زندگی انسان به شمار خواهد آمد.
به هر حال؛ پست و مقام از ديدگاه اوليای دين، دارای ويژگی هايی است که در سطور ذيل به پاره ای از آنها اشاره می گردد.
1- وظيفه الهی
در حقيقت؛ هدايت و اداره امور جامعه، وظيفه ای است الهی که برای احقاق حقوق ستمديدگان و محرومان بر گردن افراد توانمند و کارآمد جامعه نهاده شده است. امام علی عليه السلام در خطبه معروف شقشقيه می فرمايد : " به خدايي كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر بيعت كنندگان نبودند و ياران، حجت بر من تمام نميكردند و خدا علما را نفرموده بود تا ستمكار شكمباره را بر نتابند و به ياري گرسنگان ستمديده بشتابند، رشته اينكار(حکومت) را از دست ميگذاشتم و پايانش را چون آغازش ميانگاشتم"[1].
و يا به هنگام بيعت مردم با عثمان، فرمود: " شما به خوبی می دانيد که من از هرکسی به حکومت شايسته ترم و سوگند به خداوند تا هنگامی که اوضاع مسلمانان روبراه باشد و جز به من بر کسی ستم نشود، همچنان خاموش خواهم ماند و اين نيست جز به خاطر اجر و مزد، و ارزشِ آن و نيز برای کناره گيری از زر و زيورهای دنيوی که شما به دنبال آن می دويد"[2] .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] - أما و الذی فلق الحبة و برأ النسمة … من عطفة عنز. نهج البلاغه، خطبه3.
[2] - لقد علمتم أنّی أحق بها من غيری و والله لاُسلمن ما سلمت امور المسلمين و لم يکن فيها جور إلا علیّ خاصة التماساً لاجر ذلک و فضله، و زهداً فيما تنافستموه من زخرفه و زبرجه .نهج البلاغه، خطبه 73.
پديده دين گريزي يكي از مشكلات اساسي جوامع انساني است كه همواره دغدغه هايي را براي رهبران ديني، دينداران و خانواده هاي متدين به وجود آورده و تهديدي جدي براي نسل جوان محسوب مي شود. اين پديده ناميمون مشكل امروز يا ديروز بشر نيست، بلكه سابقه ديرينه دارد و همواره جوامع بشري با آن دست به گريبان بوده اند. دين گريزي در سده هاي اخير، بويژه در قرن بيستم بخش عظيمي از شرق به غرب عالم را فراگرفت و مكتب هاي فلسفي الحادي گوناگوني مانند كمونيسم مولود آن هستند.
اكنون اين سؤال مطرح است كه چرا انساني كه ذاتاً مشتاق دين است و فطرت او با عناصر درون ديني ارتباط تكويني و ماهوي دارد، به دين گريزي روي آورده و به اين پديده شوم دامن مي زند، و چرا اين موضوع در جوانان شيوع و نمود بيشتري يافته است؟
بدون ترديد در ذات دين هيچ عنصر دين گريزانه اي وجود ندارد. اگر انسان ها به دريافت ديني نايل آيند، در هيچ رتبه اي، از دين نمي گريزند، علاوه براين عقل و عشق كه دو ركن اساسي در حيات انساني محسوب مي شوند و همه جاذبه ها و دافعه ها در اين دو حوزه و براساس اين دو معيار رخ مي دهند، هردو در درون دين وجود دارد و دين با هر دو گروه باقي مانده است. دين هم ذهن انسان را تغذيه مي كند و هم دل آدمي را حيات و حركت و نشاط مي بخشد.
بنابراين پديده دين گريزي به عنوان يك پديده اجتماعي، عيني و رفتاري، معلول ماهيت و ذات خود دين نيست، بلكه علت يا علل دين گريزي را در خارج از قلمرو دين و آموزه هاي ديني بايد جست و جو كرد. بي شك عوامل متعددي مانند ناهنجاري هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و رواني زمينه گريز جوانان از دين را فراهم مي نمايد. در مقاله حاضر نويسنده نگاهي اجمالي به علل و عوامل دين گريزي و راه هاي مقابله با آن دارد مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
بررسي عوامل دين گريزي
به سادگي نمي توان گفت نسل جوان ما دين گريز و احياناً دين ستيز هستند. اينان نسبت به واقعيات موجود جامعه، ديدگاه هاي متفاوتي دارند و چه بسا در بخشي از آن ها ديدگاه ها و نارضايتي ها وارد باشد؛ ولي ممكن است برخي از جوانان با توجه به شرايط محيطي و خانوادگي از روند نارضايتي بيشتري برخوردار باشند و بعضي از نارسايي ها را ناشي از قوانين ديني بدانند و درنتيجه اشكالات خويش را متوجه دين بكنند. البته كارآمدي دين بحثي است و كارآمدي برخي از مديران بحث ديگر. اتفاقاً در برخورد با تعدادي از اين جوانان و گفتگو با آنان تصريح كرده اند كه اشكالات آنان نه به اصل دين، بلكه به مديران و كارگزاران برمي گردد.
بنابراين جوانان كشور از بهترين جوانان از حيث سلامت فكري، روحي و ديني مي باشند و سرمايه گذاري دشمنان دين و كشور، براي تسخير اين دژ مستحكم و انحراف جوانان گواهي است بر مدعاي ما كه البته موفق نخواهند شد.
به هرحال دين گريزي عوامل متعددي دارد، ازجمله:
1- روند تغيير ارزش ها: پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازي كشور، مدلي براي توسعه اقتصادي واجتماعي درپيش گرفته شد كه اين مدل موجب بروز تضادهاي ارزشي و فاصله گرفتن جامعه از شاخص هاي مطلوب گرديد، به گونه اي كه توسعه نتايجي ازقبيل تغيير ارزش ها را نيز درپي داشت. توضيح اينكه اقدامات اقتصادي- نظير تغيير نرخ ارز و تورم موجب كاهش درآمد واقعي و قدرت خريد مردم گرديد. همچنين با ابزار مختلف (واردات، تبليغات، مراكز تجاري و...) فرايند قوي توليد نياز در مردم درپيش گرفته شد. درنتيجه سطح نياز قالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضاي نيازهايشان، با موانع اساسي روبه رو شدند.
از آنجا كه درآمد واقعي نيز كاهش يافت، دستيابي به درآمد بيشتر و پول بيش از حد معمول با ارزش شد. ازطرف ديگر، عواملي مانند نمايش ثروت قشر بالا و تسهيلاتي كه براي قشر بالا فراهم آمد، گرايش بارز بعضي از مديران دولتي به تجملات و ظواهر و تغيير فضاي كل جامعه، موجب شد كه مردم ارزش هاي جديد را تأييد شده (هنجار) و جستجوي پول براي ارضاي نيازهاي جديد را درست و مشروع ببينند! بنابر اين پول جويي به ارزش غالب تبديل شد و حداقل در مورد بيشتر كساني كه پول و درآمدشان كم بود و كفاف ارضاي نيازهايشان را نمي داد، ارزشهاي ديگر را تحت الشعاع قرارداد. در نتيجه اين فرآيندها ارزش هاي اجتماع، از سنتي به سوي مدرن، از ساده زيستي به تجمل، از كمك و همياري و ايثار و گذشت براي جامعه به سودجويي فردي و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فرد گرايي و ازارزش دين و خدا به ارزش پول و دنيا حركت كرد ند.
2- مشكلات پس از انقلاب : مشكلاتي (مانند جنگ تحميلي و توجه به مسائل امنيتي و دفاعي
و ...) كه نتيجه طبيعي آن فقدان برنامه ريزي هاي دقيق و كارشناسي شده براي نهادينه سازي و تثبيت ارزشها و معارف اسلامي است.
3- تبليغات سوء دشمنان و ايجاد القاي شبهه درباره دين كه گاهي بي پاسخ مانده و در ذهن برخي جاي گرفته است.
4- روش هاي نادرست در آموزش ديني در دوران كودكي و نوجواني:
بعضي از رفتارها و برخوردهاي ناصحيح و مخالف شرع در بيان احكام شرعي، موجبات بدبيني عده اي از افراد - به خصوص جوانان - را فراهم آورده است. حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب بارها خطر اين افراد را متذكر شده، در اين خصوص مي فرمايد: «معناي تحجر آن است كه كسي كه مي خواهد از مباني اسلام و فقه اسلام براي بناي جامعه استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا كند و نتواند كشش طبيعي احكام و معارف اسلامي را - در آنجايي كه قابل كشش است - درك كند و براي نياز يك ملت و يك نظام و يك كشور - كه نياز لحظه به لحظه است - نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه بدهد؛ اين بلاي بزرگي است.»
5- ضعف و سستي بنيان هاي ديني خانواده ها: در برخي از خانواده ها ضعف بنيه ديني منجر به عدم تربيت و پرورش صحيح جوانان شده است.
6- گرايش به سوي تمايلات و هواهاي نفساني: خواسته هاي نابجاي برخي و ناهنجاري عاطفي و رواني آنان و بي بند و باري و گرفتاري در انواع دام هاي شيطاني و ... موجب شد كه بسياري به سستي و فساد و راحتي و سود جويي و... روي آورند و التزام به دين و چهارچوب هاي ديني را مزاحم خود ببينند. چنان كه در قرآن كريم درباره مهم ترين عامل روي گرداني از توحيد و معاد آمده است:
«بل يريد الانسان ليفجر امامه» بلكه انسان مي خواهد راه فساد را پيش روي خود باز نمايد.3
7- ضعف بينش ديني افراد: نداشتن آگاهي درست از ماهيت دين و نقش و كاركرد آن در تأمين سعادت دنيوي و اخروي انسان موجب عملكرد ضعيف و دين گريزي ديگران مي شود.
8- ناكارآمدي برخي از مديران جامعه در اجراي برنامه هاي اعلام شده حكومت ديني، و بي پاسخ ماندن نيازهاي اجتماعي جوانان (ازدواج، اشتغال، مسكن و...)
9- عدم توزيع عادلانه امكانات و فرصت ها در برخي از ادارات و دستگاه هاي كشور.
10- درگيري برخي گروه ها و جناح هاي سياسي بر سر كسب، حفظ و استمرار قدرت سياسي و در نتيجه، ايجاد يأس و نااميدي جوانان براي نيل به خواسته هاي مشروع خويش.
11- عملكرد منفي و نامطلوب بعضي از دستگاه هاي فرهنگي در سالهاي اخير و ميدان دادن به افراد وعناصر غير معتقد به نظام اسلامي، و ترويج فرهنگ غربي از سوي آنان.
12- عملكرد و رفتار نامناسب گروهي از شاغلان در دستگاه ها و نهادهاي دولتي و حكومتي كه باعث پيدا شدن تعارض و شكاف بين گفتار و عمل آنان شده و موجب بدبيني مردم گشته است.
13- كم كاري رسانه هاي جمعي در توليد برنامه هاي سالم و جذاب و مفيدي كه بتواند اوقات فراغت جوانان را پر كند و آنان را از توجه به برنامه هاي ضد اخلاقي و فاسد فرهنگ بيگانه باز دارد.
14- مشكل انتقال ارزش هاي نسل اول انقلاب و دستگاه هاي فرهنگي، در انتقال اين ارزش هاي انقلابي و ديني به نسل دوم و سوم انقلاب و حتي تعميق آن ها براي نسل اول انقلاب، سهل انگاري و كم كاري هايي داشته اند كه موجب فاصله گرفتن تدريجي برخي از افراد جامعه- به خصوص جوانان- از ارزش هاي اسلامي شده است.
راهكارهاي مقابله با دين گريزي
براي مبارزه با دين گريزي، بايد پس از بررسي همه جانبه علل و عوامل آن، راهكارهاي مناسب را برگزينيد. آنچه در جامعه امروز ما بسيار مهم است ايجاد موجي سهمگين و توفنده در برابر تهاجم فرهنگي دشمنان و ارائه چهره زيباي دين و زدودن غبار خرافات و كژانديشي ها است. در اين صورت دين با جذابيت فوق العاده اي كه دارد، جوانان را به سوي خود مي كشاند.
از اين رو نقش متوليان و دستگاههاي فرهنگي در برنامه ريزي صحيح و اصولي و تقويت مباني ديني و عقيدتي جوانان و تربيت آنان براساس الگوها و معيارهاي صحيح اسلامي نقش بسيار حياتي در مقابله با دين گريزي جوانان دارد. اهميت اين مسئله در دانشگاه ها بسيار جدي است؛ لذا بايد مسئولان تأثيرگذار در اين مراكز، در گزينش اساتيد و مديران دانشگاه دقت و نظارت كافي داشته باشند و در غني سازي متون آموزشي متناسب با نيازهاي جامعه و ارزش هاي اسلامي همت گمارند. از طرف ديگر به شدت بايد مواظب خطر دگرگوني در هويت فرهنگي و گرايش هاي نسل جوان بود. يكي از خطرات جدي فرهنگ مهاجم غرب، اين است كه جوانان را چنان به سوي تمايلات شهواني و آزادي هاي جنسي سوق مي دهد كه اساساً گرايش به دين و ديانت در آنان رنگ مي بازد و ديگر براي آنان حق و باطل چندان اهميتي ندارد. از اين رو بايد در كنار كار فرهنگي، با عوامل شبهه افكن داخلي دشمن از قبيل روزنامه ها و گروه هاي معاند، برخورد قانوني داشت و اجازه مسموم نمودن فضا، امنيت سلامت فكري و رواني جامعه را به آنها نداد. علاوه بر اين تقويت و كارآمدي دستگاه هاي قضايي و انتظامي در مقابله با باندهاي فساد و اشراري كه سعي در گسترش فساد، اعتياد و بزهكاري در ميان جوانان دارند از اهميت ويژه اي برخوردار است.
در كنار راهكارهاي ياد شده تلاش براي اثبات كارآمدي نظام اسلامي در تمامي زمينه ها و در نتيجه برطرف كردن معضلات و مشكلاتي كه نسل جوان با آن مواجه اند از قبيل ازدواج، مسكن، اشتغال، امكانات علمي و تفريحي و... تا حدود بسيار زيادي مي تواند عوامل دين گريزي جوانان را از بين برده و آنان را مجذوب دين نمايد. البته باتوجه به شرايط و امكانات كنوني جامعه فراهم كردن چنين بسترهايي، زمان بر است. از اين رو بايد به طور جدي به حفظ خود و خانواده و اطرافيان پرداخت. البته حفظ ايمان و ارزش هاي آن در محيط نامساعد، بسي دشوار است؛ ولي ارزش افزون تري دارد. خداوند در قرآن كريم نمونه اي را براي اينگونه افراد يادآوري مي نمايد. خداوند براي مؤمنان، آسيه همسر فرعون را مثال و نمونه مي آورد هنگامي كه از شوهرش بيزاري جست و عرضه داشت: «خدايا! من از قصر فرعون و زيورهاي دنيوي گذشتم و تو خانه اي در بهشت براي من بنا كن و مرا از شر فرعون و كردارش و قوم ستمكار نجات بخش».4
حفظ ارزش ها در محيط مناسب و مساعد هنر نيست، هنر آن است كه در تندباد ضدارزش ها، اخلاق و معنويت مطرح شود. همچنين با عمل به سفارش هاي زير و گسترش چنين برنامه هايي در سطح جامعه، مي توان بر ناهنجاري ها و گريز از دين غلبه كرد:
.1 سعي و كوشش در انجام وظايف و واجبات ديني
.2 خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت
.3 گرفتن روزه مستحبي به ويژه دوشنبه و پنجشنبه
.4 تلاوت قرآن بويژه بعد از نماز صبح
.5 تأمل و انديشه در آيات قرآن
.6 نماز شب
.7 سحرخيزي
.8 شركت در ورزش هاي فردي و دسته جمعي
.9 تنظيم برنامه براي تمام شبانه روز و پر كردن اوقات فراغت با برنامه هاي صحيح و سودمند
.10 شركت در فعاليت هاي مذهبي و اجتماعي
.11 پرهيز از نگاه نامشروع به افراد نامحرم
.12 كنترل افكار و نينديشيدن به صحنه هاي شهوت انگيز
.13 ياد خدا در همه اوقات
.14 عدم معاشرت و دوستي با افراد منحرف و فاسد
.15 انتخاب دوستان مؤمن و سالم
.16 تقويت مباني ديني و عقيدتي خود از طريق مطالعه كتاب هاي معتبر و مفيد و يا شركت در نشست هاي علمي و مذهبي و...
اخراجی ها
از بهمن ما ه چندین بار از طرف دوستان عزیز داشجویم در دانشگاه خلیج فارس ودانشگاه آزاد اسلامی بوشهر دعوت شدم تا در اردوی راهیان نور همراه آنان باشم که توفیق با ما یار نشد وگرفتاریهای کاذب دنیا نگذاشت . تا اینکه آقای مهدی شمسی برادر عزیزم (انصافاکه چیزی از برادری کم نذاشته) دانشجوی رشته عمران دانشگاه آزاد اوائل اسفند به من زنگ زد که آیا ۱۵ اسفند با اونها منطقه می رم یا نه که با هزار گرفتاری معذرت خواهی نمودم که ایشان گفت ۲۶ اسفند دیگه هیچ برنامه نذار که حتما با کاروان دوم با هم باشیم با تردید قول ضعیفی به او دادم -سر شما رادرد نیاورم ..... تلفن همراهم زنگ خوردبله کسی جزء آقای حاج حیدر راهب آن یار ویاور همیشگی ما که خیلی او را دوست دارم نبودایشان دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه آزاد اسلامی است کفت آماده ایی انشالله برای سفر فردا من هم گفتم بله و.... خورشید سر وکله اش پیدا شد وصبح موعود۲۶ اسفند رسید ورفتم سمت دانشگاه تحصیلات تکمیلی اتوبوسها ایستاده بودند و آماده حرکت شدند بله از همون دور دید می زدم ببینم اون بزرگواری که باید باشد تشریف اورده یا نه از دور دیدمش قدمام تندتر برداشتم واحساس آرامش کردم اولین کسی بود که به استقبالم اومد و چهره آرام پر ایمان ومصمم او توانایی ما راهمیشه دوچندان میکند او آقا ورییس ما (به حق) آقا سید محسن هاشمی بود که در سفر یک لحظه ما رارها نکرد بله ایشان دانشجوی مهندسی مخابرات است .
ولووبود واسکانیا مهدی برسم ادب گفت جای شما در اسکانیا قرار دادیم وحیدرهم تاکید کردولی ما البته نه از باب خلوص واین حرفا ولوو را اختیارنمودیم و...... حرکت کردیم آقارضای ما رضا حیدری (امین اموات) اخه او کارمند بیمارستان است نیامده بود که اگه نمیومد سفر ناقص بود جوان خوب ودوست داشتنی ومهربان وباصفاست او برج منتظر بود وآمد واوهم به ما پیوست......
رفتیم تا رسیدم به شهر شوش در مسیر در حالتی غم انگیز تو فکر اون همه رشادت ودلیری جنگ ایثار شهید وشهادت بودم یادش به خیر .....
شوش .دانیال نبی (ع). بله پیامبر را زیارت نمودیم ونمازی خواندیم وسوار شدیم ودر تکاپوی جایی برای خوردن لقمه نانی (شام) افتادیم
حالا شما بخوانید این حکایت زیبا را ......
پارکی پیدا شد ورفتیم تا چند دقیقه ایی استراحت و شامی بخوریم با اندکی بحث دوستان با نگهبان پارک مسئول کاروان نفری ۷۰ تومان تقدیم نمود ووارد شدیم ..... پارک پرندگان وبازی بود ...
به آقا سید محسن گفتیم دوری بزنیم تا شام آماده شود مشغول نگاه به پرندگان بودیم که از اون طرف پارک چند تا نوجوان ویکی دوتا نزدیک به جوانی دیدیم با تیپ های خفن دارند می آیند صدای ترانه موبایلشان بلندبودو اونها به خاطری اینکه ۷۰ تومان ندهندقسمتی ازفنس خراب کرده واز اون طرف زیز فنس می زدند ومی آمدند رسیدند به ما نگاهی تمسخر آمیز کردند ورد شدند هنوز فاصله نگرفته بودند که من صداشون کردم وسلام گرمی بهشون نمودم وکلی با هشون شوخی نمودم واونها ترانشون گوش می دادند وبچه های شوش بودند وبرای عشق وحال اومده بودند پارک ....... شام خوردیم وقدم می زدیم که از اون طرف پارک با سر وصدا وهیا هو باز سر وکله اونها (اخراجی ها ) پیدا شد ومی گفتند حاج آقا بدون خداحافظی کجا. من رفتم با اونها و۲ نفر از دانشجویان روی صندلی پارک نشستیم وشروع به صحبت نمودیم من به موبایلهای آنان نگاه کردم این عکس کیه فلان خواننده غربی و.... ترانه خاموش نمودند ویکی از اون تیپی های بروز .صدای علیمی مداحی امام زمان (عج) گذاشت کلی صحبت تا یکی اش گفت حاج آقا من میخوام نماز یاد بگیرم وبخوانم بهش قول دادم با کتاب وسی دی وتلفن نماز نشونش بدم ویکی گفت نماز میخوندم ترکش کردم با اوهم مفصل صحبت نمودیم خیلی شوخی نمودیم وبا همه اونها دوست شدیم اونها با ما- شماره موبایل ما گرفتن و به ما شماره وحتی آدرس منزلشون را دادن واصرارمی کردنند برگردم وزودتر بهشون سر بزنم اونها مرتب اس ام اس می زنند با هم تماس داریم چه حالب بود وقتی می خواستیم بریم اومدن پای اتوبوس خداحافظی یک هورای جانانه زدنند ودویدن دوباره سوی پارک ....... بله برادر جان همه پاکند هنوز می شود کار کرد ودین در همه زمان وبرای همه ودر همه حال جوابگوست این حکایت اخراجی های ما بود.......
انصافا سفر خوشی بود مناطق- عید دیدنی شهدا -درد دل با شهدا -مردم خوب ودوستان جدید هویز ه ایی ما وآقای عبد الرحمان عظیمیان همسفرشوخ وبا صفا ودوست داشتنی- اخراجی ها اتوبوس که خیلی با مرام وصادق بودند واخراجی ها پارک.......... یادش بخیر به همین زودی دلم برای همشون تنگ شده..... البته جای خیلی از دوستان خوبم مثل محراب. حسن زنده بودی .جواد.ابراهیم .سید مهدی .ایزدی .یزدان پناه .سید محمد جواد .سیفی .میثم .ظهیر .نیرو.وهمه بر وبچه های موسسه که نبودندخالی بود ولی اثر آنان که با تلاش شبانه روزی آقا سید محسن وهمت تک تک آنان یعنی نرم افزار میثاق جاویدمحقق شده بود در آن جا آشکار بود.آرزوی موفقیت همه عزیزان واجرشون با خدا وعنایات ولی الاعظم (عج) پشت وپناهشان باد.
حکایت همچنان باقی است.......
باز زمین کت سبز وزیبا پوشید تا عبرتی باشد برای من وشما که خالق حی وارلی هر وقت خواهد می رویاند واراده کندمی میراند .سالی پر از شادکامی وشکوفایی برای همه شما دوستان آرزو می کنیم .
|
نگاهی به نوروز |
|
در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله پيرامون عيد نوروز روايات متعددى نقل شده به طورىكه در جلد 59 بيش از 45 صفحه به اين موضوع اختصاص يافته است. در اين مختصر، به بخشهايى از آن مباحث اشاره مىشود: معلى بن خنيس نقل كرده است كه روز نوروز بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم، امام عليه السل |
